تفتح. [ ت َ ف َت ْ ت ُ ] ( ع مص ) گشاده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). گشاده گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مطاوع تفتیح ابواب،یقال: فتح الابواب فتفتحت. ( از اقرب الموارد ). || شکفتن گل. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). || بلند کردن آواز در سخن به افتخار علم و ادبی که دارد. ( از اقرب الموارد ). || برتری جستن بر کسی به مال یا به دانش. ( از اقرب الموارد ).
(تَ فَ تُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) گشوده شدن، باز شدن.
( مصدر ) ۱ - از هم باز شدن. ۲ - شکفتن.
[ویکی الکتاب] معنی لَا تُفَتَّحُ: گشوده نمی شود
ریشه کلمه:
فتح (۳۸ بار)
گشوده شدن، باز شدن.
💡 قال «الدنس الثیاب، الشعث الرؤوس، الذین لا تفتح لهم ابواب السدد، و لا یزوجون المنعمات، الذین یعطون ما علیهم و لا یعطون ما لهم»
💡 و قال (ص): «انا اوّل من یأتی باب الجنة فاستفتح فیقول الخازن: من انت؟ فاقول محمد، فیقول: نعم بک امرت ان لا افتح لاحد قبلک».
💡 و امّا النّور الّذی یری لَیْلَةِ الْقَدْرِ فقال بعضهم: هو نور اجنحة «الملائکة» و قیل: هو نور جنّة عدن تفتح ابوابها لَیْلَةِ الْقَدْرِ و قیل: هو نور لواء الحمد. و قیل: هو نور اسرار العارفین رفع اللَّه الحجب عن اسرارهم حتّی یری الخلق ضیاءها و شعاعها.
💡 و قیل: لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ ای ابواب الجنة، لان الجنة فی السماء، و لهذا قال: وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ. و قیل: لا تفتح لهم ابواب السماء یعنی لارواحهم و اعمالهم، لانها خبیثة، فلا یصعد بها بل یهوی بها الی سجّین تحت الارضین.