لغت نامه دهخدا
تصفیه کردن. [ ت َ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صاف کردن و روشن و پاکیزه نمودن. ( ناظم الاطباء ). پالودن. || مأخوذ از تازی و در تداول امروز اصلاح سازمانها از نظر اعضای صالح و ناصالح.
تصفیه کردن. [ ت َ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صاف کردن و روشن و پاکیزه نمودن. ( ناظم الاطباء ). پالودن. || مأخوذ از تازی و در تداول امروز اصلاح سازمانها از نظر اعضای صالح و ناصالح.
( مصدر ) ۱ - پاک کردن پالودن بی آلایش کردن. ۲ - بپایان رسانیدن امری را. ۳ - رفع اختلاف کردن. یا تصفیه کردن حساب
depurare
purificare
💡 ۳-روغن زیتون تصفیه شده، از روغن زیتون بدست آمده از روغنهای زیتون بکر با روشهای تصفیه که منجر به تغییر در ساختار گلیسرید اولیه نمیشود آن است یک اسیدیته آزاد که بیانکننده اسید اولئیک است و از ۰/۳ گرم در ۱۰۰ گرم بیشتر نیست (۰/۳٪) و ویژگیهای دیگری که در این کاتالوگ هستند با استاندارد مطابقت میکند. این تصفیه کردن که از روغنهای زیتون بکر بدست میآید دارای سطح اسیدیته بالایی است و / یا عیب حسی است که بعد از تصفیه برطرف میشود.