صاف کردن
فرهنگ فارسی
ویکی واژه
filtrare
جمله سازی با صاف کردن
چنین گفت خواجه ابو الفضل دبیر مصنّف کتاب که در آن مدّت که سلطان مسعود بن محمود، رحمة اللّه علیهما، از هندوستان بغزنین رسید، و آنجا روزی چند مقام بود که سوار سالار، بوسهل، بر درگاه برسید و آنچه رفته بود بمشافهه باز گفت و سلطان بتمامی بر آن واقف گشت و فرمانها بود جنگ مصاف کردن را، پس روز [یک] شنبه بیست و یکم ماه رجب که بوسهل رسیده بود و بیاسوده.
در پی سخنان حسن روحانی که بیان کرد: بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمیتوان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد. خاتمی ضمن انتقاد از این سخنان بیان کرد: مأموریت حکومت صاف کردن جاده بهشت است.
چندین هزار مرد مبارز درین مصاف کردند حملهها و نمودند دار گیر
او مأموریت رسمی خود را «اقدامی از طرف دولت آقای رفسنجانی … برای جاده صاف کردن بین دولت رفسنجانی و جوامع بینالملل» خوانده است. او ادعا کرده است که نخستین نماینده رسمی بوده که در سال ۱۹۹۶ در هتل با عباس امیرانتظام ملاقات کرده است. در جریان پرونده دستگیری و محاکمه سیزده یهودی در شیراز ۱۳۷۷ به نمایندگی از دیدهبان حقوق بشر در شیراز حضور داشت و دادگاه را تعقیب میکرد.
وقتی از مایع تخمیر شده شراب قبل از صاف کردن که همراه با چوب انگور باشد به عنوان پیش ساز عرق استفاده شود مشروب یا عرق حاصل به متانول یا الکل چوب آلوده میشود که متانول فرد را دچار کوری یا حتی مرگ میکند. مصرف ۱۰ میلیلیتر از متانول میتواند با تأثیر بر دستگاه عصبی منجر به کوری و مصرف ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیلیتر منجر به مرگ در بزرگسالان گردد.