ترغ
تَرغ در درجه اول یک اسم صوت است که به صدایی اطلاق میشود که در اثر شکستن، افتادن یک جسم سخت، یا برخورد دو شیء سخت به یکدیگر ایجاد میگردد. هنگامی که این صدا ماهیتی تکراری داشته باشد، برای تأکید بر تکرار، از ترکیب «تَرغ تَرغ» یا «تَرغ و تروغ» استفاده میشود. لازم به ذکر است که واژهی «تروغ» به تنهایی کاربرد ندارد و همواره در کنار «تَرغ» میآید تا ماهیت صوت تکرارشونده را کامل کند.
در ادامه، متن به تفاوت املایی این واژه با صورت نوشتاری «تَرَق» (با حرف قاف) اشاره میکند. هرچند که در برخی موارد از «تَرَق» نیز استفاده شده است، که احتمالاً به دلیل نزدیکی آوایی و استفاده از حرف عربی «قاف» به جای «غین» فارسی است، فرهنگنویسان، از جمله در «فرهنگ نظام»، نگارش صحیح و اصیل آن را با غین (تَرغ) دانستهاند. این تأکید بر استفاده از غین نشاندهنده پذیرش ریشه و تلفظ اصلی کلمه در ادبیات و زبان فارسی معیار است.
علاوه بر معنای صوتی، در فرهنگهای لغت قدیمی مانند «برهان» و «آنندراج»، معنای دیگری نیز برای «تُرُغ» (با ضمه روی تاء و ضمه یا کسره روی راء) ذکر شده است: نوعی اسب سرخرنگ که آن را «کَهَر» نیز میخوانند. اگرچه این کاربرد کمتر رایج بوده و در برخی فرهنگها تنها به نقل از دیگری آمده است، اما نشان میدهد که این واژه در سیر تحول معنایی خود، به رنگ خاصی در دایره واژگان مربوط به اسبشناسی نیز اشاره داشته است.
لغت نامه دهخدا
ترغ.[ ت َ رَ ] ( اِ صوت ) مخفف تراغ. آوازی که از شکستن یا افتادن چیز سخت یا بهم خوردن دو چیز سخت یا مانند آنها پیدا شود... وقتی که صدا مکرر باشد ترغ ترغ یا ترغ و تروغ می گویند و لفظ تروغ بدون ترغ استعمال نمیشود... این لفظ را با قاف ( ترق ) هم می نویسند که حرف عربی است لیکن صحیح همان با غین است. ( فرهنگ نظام ).
ترغ. [ ت ُ رُ ] ( اِ ) اسبی باشد سرخ رنگ که آن را کهر خوانند. ( برهان ) ( انجمن آرا ). برهان چنین نوشته و در فرهنگها نیافتم. ( انجمن آرا ). اسب کمیت. ( آنندراج ). اسب کهر که سرخ رنگ است. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تُ رْیا تُ رُ ) (اِ. ص. ) اسب سرخ رنگ.
فرهنگ عمید
اسب سرخ رنگ، کَهَر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) اسبی باشد سرخ رنگ که آنرا کهر خوانند.
مخفف تراغ آوازی که از شکستن یا افتادن چیز سخت یا بهم خوردن دو چیز سخت یا مانند آنها پیدا شود وقتی که صدا مکرر باشد ترغ ترغ یا ترغ و تروغ می گویند و لفظ تروغ بدون ترغ استعمال نمیشود این لفظ را با قاف هم مینویسند که حرف عربی است لیکن صحیح همان با غین است.
ویکی واژه
اسب سرخ رنگ.