واژهی تَجار در لغت بهصورت [ت َ] (صفت) و با صورتهای تَجا و تَجاره نیز ثبت شده است. بر پایهی فرهنگهای تاریخی همچون فرهنگ رشیدی، جهانگیری و برهان، این واژه در زبانهای زند و پازند به معنای رونده بهکار رفته و با واژهی نوَند هممعنی است. برخی منابع دیگر مانند ناظمالاطباء و فرهنگ نظام، آن را به مفاهیمی چون مسافر، مسافرت یا حتی تند و تیز رونده گسترش دادهاند.
در معنای دوم، تجار بهصورت اسم به کار رفته و در فرهنگهای کهن به کرهاسبِ زیننشده اشاره دارد. این معنا در آثار برهان، انجمن آرا، آنندراج و ناظمالاطباء با تعابیری مانند کره اسبی که هنوز زین نکرده باشند یا راستاغ تکرار شده است. فرهنگ نظام نیز با اشاره به احتمال مخفف بودن آن از تَجاره یا افزایشی بودن صورت واژه، این کاربرد را تأیید میکند. با توجه به شواهد موجود، واژهی تَجار در متون گذشته دارای دو حوزهی معنایی متمایز بوده است: نخست بهعنوان صفتی به معنای رونده یا مسافر، و دوم بهعنوان اسم برای اشاره به کرهاسب آمادهنشده برای سواری. برای بررسی دقیقتر ارتباط آن با صورتهای مشابه مانند تَجا و تَجاره، رجوع به مداخل مربوطه در فرهنگهای مذکور پیشنهاد میشود.