تبعی
مترادفها
فرعی، تابع
متضادها
اصلی، بنیادین
لغت نامه دهخدا
تبعی. [ ت َ عا ] ( ع ص ) بقرة تبعی: ماده گاو گشن خواه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تبعی. [ ت َ ب َ ] ( ص نسبی ) تابع و جانشین. ( ناظم الاطباء ). || مقابل اصلی. وجود تبعی. مقابل وجود اصلی.
تبعی. [ ت ُب ْ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تبع. ( انساب سمعانی ). رجوع به تُبَّع شود.
تبعی. [ ت َ ب َ ] ( اِخ ) احمدبن محمدبن سعیدبن ابان بن صالح بن قیس قرشی مولی عثمان بن عفان. سمعانی آرد: وی از مردم همدان است و به بغداد شد و بدانجا از اصرم بن حرشب و قسم بن حکم و جز او حدیث کرد. ازوی محمدبن عبداﷲبن سلیمان و محمدبن اسحاق بن خزیمه وجز آنان حدیث کنند. ( انساب سمعانی ج 1 ورق 103 ب ).
فرهنگ فارسی
احمد بن محمد بن سعید بن ابان بن صالح بن قیس قرشی مولی عثمانی بن عفان. سمعانی آرد: وی از مردم همدان است و به بغداد شد و بدانجا از اصرم بن حرشب و قسم ابن حکم و جز او حدیث کرد.
جمله سازی با تبعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دیگر خواستههای معترضین، برگزاری انتخابات پارلمانی، ایجاد آزادیهای عمومی، احترام به حقوق بشر، تأسیس نهادهای فعال جامعه شهروندی و لغو انواع تبعیضها علیه شهروندان است.
💡 کارگران کارخانه «کاغذ پارس طبیعت سلولز» یازدهمین روز اعتصاب و تجمع اعتراضی خود را در برابر فرمانداری شهرستان شوش برپا کردند. بیش از ۸۰۰ کارگر این کارخانه خواهان حذف پیمانکار، راهاندازی تمام خطوط تولید، رفع تبعیض، نزدیک کردن دستمزد کارگران به شرکتهای فعال در منطقه، امنیت شغلی و بهبود وضعیت شغلی و مزایای دریافتی هستند.
💡 اما بعد اعلمو اخوانی فیالهدی و اعوانی علی التقی و فقناالله و ایاکم للترقی من حضیض البشریه الی ذروهالعبودیه و رزقنا وایاکم التخلی عن صفات الناسوتیه و التحلی بصفات اللاهوتیه که مقصود و خلاصه از جملگی آفرینش وجود انسان بود و هر چیزی را که وجودی هست از دو عالم به تبعیت وجود انسان است. و اگر نظر تمام افتد باز بیند که خود همه وجود انسان است.