لغت نامه دهخدا
تالک. ( اِ ) از سنگهای معدنی که بشکل ورقه ورقه یافت شود که آن را صلایه کنند و در طب و صنعت بکار برند و طلق معرب آن است. رجوع به کتاب ماللهند بیرونی ص 92 س 13 و طلق و تلک در همین لغت نامه شود.
تالک. ( اِ ) از سنگهای معدنی که بشکل ورقه ورقه یافت شود که آن را صلایه کنند و در طب و صنعت بکار برند و طلق معرب آن است. رجوع به کتاب ماللهند بیرونی ص 92 س 13 و طلق و تلک در همین لغت نامه شود.
= طلق۱
از سنگهای معدنی که بشکل ورقه ورقه یافت شود که آنرا صلایه کند و در طب و صنعت بکار برند و طلق معرب آنست ٠
تالْک (talc)
کانی سیلیکات منیزیوم آب دار، با فرمول Mg۳Si۴O۱۰(OH)۲. به صورت بلورهای تخت یافت می شود، اما شکل ناخالص و حجیم آن، که استتیت یا سنگ صابون نامیده می شود، فراوان تر است. این کانی در نتیجۀ دگرسانی ترکیبات منیزیوم تشکیل، و معمولاً در سنگ های دگرگونی یافت می شود. تالک بسیار نرم و سختی آن در مقیاس موس یک است. پودر تالک در ساخت لوازم آرایش و تهیۀ روانکار ها به کار می رود و مادۀ افزودنی در کاغذسازی است. مِل و سنگ دیزی از گونه های تالک اند. سنگ صابون چرب به نظر می رسد و برای کنده کاری کاربرد دارد. اسکیموها از آن برای ساخت مجسمه استفاده می کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اریادور ناحیهای بزرگ در داستانهای خیالی جی. آر. آر. تالکین است که در محدودهٔ سرزمین میانی جای دارد. شایر سرزمینی که در دورهٔ سوم مشهور شد در مرکز اریادور قرار دارد. نام دیگر اریادور که ترجمهٔ واژهٔ آن است، سرزمین تنها است.
💡 الفها در داستانهای جی. آر. آر. تالکین موجوداتی خیالی اند که در سرزمین میانی زندگی میکنند. در داستانهای هابیت، سیلماریلیون، افسانههای ناتمام، تاریخ سرزمین میانی و ارباب حلقهها دربارهٔ آنها سخن به میان آمده است.
💡 این گروه در ۲۳ ژوئن ۱۹۴۱ در گوسف به وجود آمد.فرانتس اشتالکر اولین فرمانده این گروه توانست این گروه را تا مرز لیتوانی گسترش دهد. اعضای گروه وی شامل ۳۴۰ نفر از وافن اساس، ۸۹ نفر از گشتاپو، ۳۵ نفر از اس دی، ۱۳۳ از نفر از اورپو و ۴۱ نفر از کریپو بودند.
💡 تالکین قصد داشت که با نومهنور به آتلانتیس افسانهای اشاره کند. مفسران گفتهاند که نابودی نومهنور، داستانهای کتاب مقدس هبوط و نابودی سدوم و عموره و بهشت گمشدهٔ جان میلتون را بازتاب میدهد.
💡 انگباند (در زبان سینداری) یا آنگاماندو (در زبان کوئنیا)، در داستانهای جی. آر. آر. تالکین، در اصل همان دژ مورگوت است که پیش از دوره نخست، و در کوههای آهنین در شمال بلریاند ساخته شد. انگباند در زبان سینداری به معنی زندان آهنین است.