بی‌رویه

لغت نامه دهخدا

بی رویه. [ ی َ/ ی ِ ] ( ص مرکب ) که رویه ندارد. رجوع به رویه شود.
بی رویه. [ رَ وی ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + رویّه ) بی اندیشه و فکر. ناسگالیده. بی تفکر. رجوع به رویّه شود.

فرهنگ فارسی

بی اندیشه و فکر ٠ ناسگالیده ٠ بی تفکر

جمله سازی با بی‌رویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عرض آبشار شیرین فدامی در گذشته به ۸۰۰ متر می‌رسید و عریض‌ترین آبشار طبیعی ایران محسوب می‌شد ولی به دلیل خشک‌سالی و استفاده بی‌رویه کشاورزان بالادست اکنون به ۲۰۰ متر رسیده‌است. ارتفاع آبشار شیرین بین ۱۲ تا ۲۰ متر و ارتفاع آن از سطح دریا ۹۰۰ متر است. رودخانه دائمی ایجاد شده از آبشارهای فدامی حدود دو هزار هکتار از نخیلات پایین دست را آبیاری می‌کند.

💡 گوشت‌خواران زیادی نیز در نقاط سبز این وادی زندگی می‌کنند که از آن جمله است کفتار راه‌راه و گرگ سوری. یکی از مهم‌ترین حیوانان وادی موجب بز کوهی نوبه‌ای است، حیوانی بزرگ‌جثه که شکار بی‌رویه بقای نسل آن را تهدید می‌کند.

💡 زمانی که مارسالیس به عنوان «مشاور خلاق ارشد» برای مستند جاز ساخته کن برنز در سال ۲۰۰۱ خدمت کرد، کروچ در هیئت مشاوران فیلم حضور داشت و به‌طور گسترده در صحنه بود برخی از منتقدان و علاقه مندان به موسیقی جاز، مشارکت مارسالیس و کروچ را به‌طور خاص به عنوان دلایلی برای تمرکز بی‌رویه فیلم بر موسیقی جاز سنتی و مستقیم ذکر کردند.

💡 آزادی به دست آمده نیز در قالب شرایط اقتصادی چنان ناتوان ماند که اقلیتی کوچک به خرج اکثریت به ثروت، سرمایه و قدرت رسیدند. «برداشت غلط از لیبرالیسم و رشد سرسام‌آور و بی‌رویه شهرهای صنعتی، نظام و ساختار متعادل شهرها را به هم ریخت» جری بیلدرزهاً پیدا شدند و فضای خالی حیاط‌های داخل بلوک را نیز با ساختمان پر کردند.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز