بیطرف

لغت نامه دهخدا

بی طرف. [ طَ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + طرف ) آنکه بی طرفی بخود گرفته است. ( یادداشت مؤلف ). آنکه جانبداری نکند. کسی که تعصب ندارد. || ( اصطلاح سیاسی ) آنکه دخالت در دسته بندیهای سیاسی نکند.

فرهنگ معین

(طَ رَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) ۱ - کسی که تعصب ندارد. ۲ - دولتی که در سیاست های جهانی داخل دسته بندی ها نشود و جانب بعضی دولت ها را نگیرد.

فرهنگ عمید

۱. آن که از دیگری جانب داری نکند.
۲. (سیاسی ) دولتی که در کشمکش های سیاسی و جنگ ها جانب دولت دیگر را نگیرد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که تعصب ندارد آنکه جانبداری نکند. ۲ - دولتی که در سیاستهای جهانی داخل دسته بندیها نشود و جانب بعضی دول را نگیرد.

فرهنگستان زبان و ادب

{neutral} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی که اعلام بی طرفی می کند

ویکی واژه

neutrale

جمله سازی با بیطرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر اساس باور کتاب مقدس دنیا از زمین به صورت یک دیسک تخت که در آب شناور بود تشکیل شده بود. در بالای زمین بهشت و در زیر آن شئول یا زیرزمین قرار داشت. انسانها در طول حیات خود بر روی زمین و پس از مرگ به شئول می‌رفتند و شئول از نظر خوبی و بدی بیطرف بود؛ ولیکن در گذر زمان یهودیان ایده مجازات در شئول برای گناهکاران و زندگی خوب برای درستکاران در بهشت را قبول کردند.

💡 به نظر می‌رسد اتباع کشورهایی که بخشی از کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۴۹ نیستند در این متون حافظت نمی‌شوند. اما با توجه به این که تصویب در حال حاضر جهانی و نقش قوانین بشردوستانه بین‌المللی معمول است، این محدودیت دیگر از مرجع عملی نیست. افراد بیطرف تا زمانی که روابط دیپلماتیک طبیعی بین "کشوری که ملیت آنرا دارند، و کشوری که خودشان را در ان می‌یابند، برقرار است " در کادر محافظت قرار نمی‌گیرند.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز