بی عدیل

لغت نامه دهخدا

بی عدیل. [ ع َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + عدیل ) بی نظیر. بی مانند. ( آنندراج ). بی همتا. بی مثل. بی مانند. ( ناظم الاطباء ). بی جفت. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به عدیل شود.

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) بی مانند، بی نظیر.

فرهنگ عمید

بی مانند، بی نظیر، بی همتا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بی مانند بی نظیر.

ویکی واژه

بی مانند، بی نظیر.

جمله سازی با بی عدیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر عدیل ترا داشت کینه کمتر داشت سپهر اینهمه با تو ز بی عدیلی کرد

💡 در کفایت بی نظیری در مروت بی عدیل در سخاوت بی همالی در سخن بی یاوری

💡 ای میر بی نظیر و خداوند بی عدیل همنام خویش را بهمه بابها بدیل

💡 زین بشارت جست از جا آن خلیل آن خلیل باوفای بی عدیل

💡 زبان به بخ بخ گشود، بن خطاب برای تهنیت میر بی عدیل و نظیر

💡 پدرام و رام کرد مرا روزگار و بخت خواجه رئیس سیدابوالفتح بی عدیل

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز