بی حرکت
مترادفها
ساکن، بیجنبوجوش، ثابت
متضادها
متحرک، دارای حرکت
فرهنگستان زبان و ادب
{akinetic} [علوم پایۀ پزشکی] فاقد حرکت؛ مربوط به بی حرکتی
ویکی واژه
sedentario
immobile
جمله سازی با بی حرکت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الکترود آنزیمی یک مبدل شیمیایی کوچک است که با ترکیب یک روش الکتروشیمیایی با فعالیت آنزیم بی حرکت کار میکند. برای نمونه از گلوکز اکسیداز تثبیت شده روی ژل برای اندازهگیری غلظت گلوکز در محلولهای بیولوژیکی و در بافتهای آزمایشگاهی استفاده میکند.
💡 چندین فناوری مبتنی بر پلاسما برای بی حرکت نگه داشتن پروتئینها بسته به کاربرد نهایی ماده زیستی حاصل، ایجاد شدهاست. این روش یک رویکرد نسبتاً سریع برای تولید سطوح فعال زیستی هوشمند است.
💡 ۱۰. کالکی: اسب سفید. این حلول هنوز انجام نشدهاست. هنگامی که شرارت و پلیدی در دوران کنونی به اوج برسد، ویشنو به شکل کالی تجلی مییابد تا باززایش و انقلاب کیهانی را به انجام برساند. گفته میشود که ویشنو، سوار بر اسبی سفید، از آسمان فرود خواهد آمد و شمشیر خود را به شکل شهابی حرکت خواهد داد.