بهیج

لغت نامه دهخدا

بهیج. [ ب َ ] ( ع ص ) شادمان. ( منتهی الارب ) ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || خوب و نیکو. قال اﷲتعالی: من کل زوج بهیج. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). زیبا. ( ترجمان القرآن ). خوب و خوبروی. ( زمخشری ). || باشکوه. ( ترجمان القرآن ).

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع. ] (ص. ) شادمان، خوشحال.

فرهنگ عمید

۱. شادمان، خوش حال.
۲. خوب، نیکو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - شاد شادمان خوشحال. ۲ - نیکو نیک خوب.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی بَهِیجٍ: شاداب و بهجت آور
ریشه کلمه:
بهج (۳ بار)
«بهیج» به معنای زیبا، چشمگیر و سرور آفرین می باشد.

ویکی واژه

شادمان، خوشحال.

جمله سازی با بهیج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون بر وبرز ترا شاه بهیجانگرد خون بتن آیدش از جوش طرب در هیجان

💡 چون برانگیزد بهیجا آتش تحریک او همچو موم اندر فروزد غیبۀ بر گستوان

💡 ماییم آن گروه پریشان که چون حباب صورت نبسته جمعیت ما بهیج جا

💡 زحل دهل زند اندر عساکر تو بهیجا سپهر خاک کشد در ممالک تو زخندق

💡 ای آنکه بهیجا فزع خنجر و رمحت اصل جزع اهل ضرابست و طعانست

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز