ساختگی

لغت نامه دهخدا

ساختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) چگونگی و کیفیت ساخته. ساخته بودن. و ساخته شدن. رجوع به ساختن و ساخته شود. || آمادگی. بسیج. بسیجیدگی. بسغدگی. فراهمی اسباب. مهیائی. آراستگی. عّده. عدت. ساخت. سامان. ساز: و ازآنجا لشکرها ساخته و ببخارا رسید. خاتون آن لشکر و ساختگی بدید، دانست که با این لشکر بخارا نتواند مقاومت کردن. ( تاریخ بخارا ص 49 ). و اسباب تمنّع و علل ترفع در غایت ساختگی بود [ در دولت آل سامان ] خزائن آراسته و لشکر جرار و بندگان فرمانبردار. ( چهار مقاله چ معین ص 59 ). بعد ما که سلطان حرکت فرماید او را با ساختگی بر عقب بفرستم. ( جهانگشای جوینی ). بر آن جملت که گفته بود ساختگی پیش گرفت. ( جهانگشای جوینی ). سرداران هر دو لشکر بساختگی مقاتله روز دیگر مشغول بودند. ( منتخب التواریخ معینی ص 423 ). || ( ص نسبی ) مصنوع. متصنع. تصنعی. دروغی. دروغین. جعلی. بدل. قلب. من درآوردی. مجعول. غیراصلی. قلابی. عملی.

فرهنگ معین

(تَ یا تِ ) ۱ - (حامص. ) مجهز بودن، آمادگی. ۲ - (ص. ) مصنوعی، تقلبی.

فرهنگ عمید

۱. چیز جعلی و مصنوعی
۲. (حاصل مصدر ) [قدیمی] آمادگی و آراستگی.

فرهنگ فارسی

۱ - کیفیت ساخته. ۲ - آمادگی. ۳ - ( اسم ) جعلی مصنوع قلب قلابی.

ویکی واژه

مجهز بودن، آمادگی.
مصنوعی، تقلبی.

جمله سازی با ساختگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در پیش تو هر لحظه به صد رنگ برآرد بی ساختگی های تو را ساختن ما

💡 یک آدمک کاهی (عروسک آیینی) ساختگی در شکل یک انسان معمولاً به‌طور کامل از مواد کاهی درست شده یا از مواد کاهی شکل ساخته می‌شود.

💡 یکی از آثار برجسته او کتاب «اختراع سنّت» (سنّت‌های ساختگی) است که از مهم‌ترین کتاب‌های تحلیل مفهوم ملّت و ملّت گرایی به‌شمار می‌رود.

💡 و عاقبت کارشان ریا و ساختگی است و نیز افلاس و ساختگی بودنش زود مکشوف شود و حقیقت حالش نموده شود.

💡 به غیر ساختگی نیست نقش عالم رنگ شکست نیز در این‌کارخانه پردازی‌ست

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز