خوشنویس

لغت نامه دهخدا

خوش نویس. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که خط نیک از روی تعلیم نویسد. ( ناظم الاطباء ). خطاط. مشاق. ( یادداشت مؤلف ). که زیبا و خوب نویسد. که در نوشتن خط قواعد خطاطی را نیک بکار برد:
آن پنجه کمانکش و انگشت خوش نویس
هر بندی اوفتاد بجایی و مفصلی.سعدی.چون عطاردخوش نویس و اعیان محاسبان ضابط چون ادریس. ( از ترجمه محاسن اصفهان ).

فرهنگ معین

( ~. نِ ) (ص فا. ) خطّاط.

فرهنگ عمید

آن که خط را به زیبایی می نویسد، خطاط.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که دارای خط نیکو باشد خوش خط مقابل بد نویس.

فرهنگستان زبان و ادب

{calligrapher, calligraphist} [هنرهای تجسمی] کسی که خط را با رعایت قواعد خوشنویسی می نویسد متـ. خطاط

ویکی واژه

خطّاط.

جمله سازی با خوشنویس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون خط سبز تو نازک نتوانند نوشت خوشنویسان به مثل گر قلم از موی کنند

💡 ابوالعباس، محسن بن ابی‌بکر بن شعبان فقیه مالکی الجزایری در سدهٔ هفتم هجری و از شاگردان ابوعبدالله محمد اصولی بود. او همچنین در نگارش و خوشنویسی سرآمد بوده است و غبرینی دربارهٔ خطِّ نیک او نوشته است.

💡 زدی بر لوح سیم از مشک تر نونی رقم یعنی نیاید خوشنویسان را چنین حرف از قلم بیرون

💡 احصایی بیش از ۵۰ سال است که در حوزهٔ خوشنویسی، نقاشی و گرافیک فعالیت می‌کند. او یکی از هنرمندان نقاشیخط در دورهٔ معاصر ایران است. تعدادی از آثار وی در موزه‌های متروپولیتن و بریتانیا نگهداری می‌شود.

💡 بیاض خوش قلم باشد بهشتی خوشنویسان را مسلم کی گذارد کلک صنع آن صفحه رو را

💡 دکتر مهدی بیانی او را از جمله خوشنویسان خط نستعلیق و شاگرد می‌رسید حسین خوشنویس‌باشی ذکر کرده‌است.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز