خوانان
مترادفها
خوانندگان
لغت نامه دهخدا
خوانان. [ خوا / خا ] ( نف، ق ) در حال خواندن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
یکی غایب از خود یکی نیم مست
یکی شعرخوانان صراحی بدست.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
در حال خواندن
جمله سازی با خوانان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غزل خوانان و دست افشان و می خوار به هر گامی که رفتی در ره یار
💡 همکاری گستردهای با آوازخوانان سرشناس چون احمد ظاهر، مهوش و دیگران داشت.
💡 بمشرق تا نهد تکبیرخوانان بیضه ی زرین خروس صبح، برچید از افق بس سیمگون ارزن
💡 در گل افشان تو چه عشرت کرد مدح خوانان چو رعد و نعره زنان
💡 به لفظ عشق صد ره کوه و دریا در میان گفتن بیاموزید تا پیشش برید افسانه خوانان را