خشنو

لغت نامه دهخدا

خشنو. [ خ ُ ] ( ص ) مخفف خشنود است که راضی و خوشحال باشد. ( برهان قاطع ) ( لغت محلی شوشتر ):
شدم من باندر زمن بگروید
ز من پاک بدرود و خشنو شوید.اسدی.قومی ز فراق او بهایاهای
جمعی بوصال او بهایاهو
آنان بگمان هجر او غمگین
وینان بخیال وصل او خشنو.( از انجمن آرای ناصری ).
خشنو. [ خ َ ] ( ص ) خُشنو. رجوع به خشنود شود.

فرهنگ معین

(خُ ) (ص. ) خشنود.

فرهنگ عمید

= خشنود

ویکی واژه

خشنود.

جمله سازی با خشنو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به هرچه روزی مقسوم هست خشنودم ز دل بپرس ‌که ایزد چسان نهاد اقسام

💡 خشنودم از آن غمزه دلجو که ز شوخی هر وعده که کردی به جفا جمله وفا کرد

💡 ای ز تو جَدّ و پدر خشنود چون دانی روا کز تو ناخشنود باشد مادح جد و پدر

💡 ۱. اطعام در صورتی ارزشمند است که صرفاً برای رضای خدا انجام شود و هیچ انگیزه‌ای جز خشنودی پروردگار در آن نباشد. طبعاً در چنین اطعامی که برای خدا و منزّه از هرگونه منّت و اذیّت و ریاکاری است همه، به ویژه نیازمندان شرکت داده می‌شوند؛

💡 فدراسیون دوچرخه‌سواری قزاقستان محرومیت یک‌ساله برای وینوکوروف در نظر گرفت و اتحادیه جهانی ناخشنودی خود نسبت به این محرومیت کوتاه را ابراز کرد. تیم آستانه نیز او را تهدید به درخواست غرامت کرد.

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز