رماک

لغت نامه دهخدا

رماک. [ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ رَمَکة. اسبها و مادیانهای اسب تاتاری که برای نسل باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رَمَکة شود: و همچنان لشکر خوارزم بر پی ایشان خشمناک چون فحول از عقب رماک تا از سیفاباد با فنون فضیحت درگذشتند. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

(رِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ. رمکه، مادیان ها.

فرهنگ عمید

مادیان ها.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع رمکه مادیانها.
اسبها و مادیانهای اسب تاتاری که برای نسل باشد

ویکی واژه

جِ. رمکه؛ مادیان‌ها.

جمله سازی با رماک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کم لمن رام ان یصیب مداه قلت مهلا ابعدت مرماک مهلا

💡 یداللّه را چو دست قدرت ما آستین باشد مکن جزکارماکاری که کار ماست کار حق

💡 و بدلیل (اولها سلام و اوسطها طعام و آخرها کلام) ملبوس برماکول مقدمست. چه سلام مستلزم لباسست نه طعام. نه بینی که هر کس بدرختست کسش جواب سلام باز نمیدهد.

💡 همایند کانی‌شناسی (پارانژ) آن - فارماکولیت- آنّابرژیت- کلوآنتیت و غیره است

💡 نووکوزنتسک در سال ۱۶۱۸ یعنی کمی پس از پیشروی یِرماک، رهبر نیروهای روسی کازاک در سیبری، بنیاد شد.

💡 من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن تست؟ هم تو خود فرماکه: چونی، تا چنان گویم ترا

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز