ده کیا

لغت نامه دهخدا

ده کیا. [ دِه ْ ] ( اِ مرکب ) رئیس ده و مقدم ده. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). به معنی دهخداست. ( فرهنگ جهانگیری ). مقدم ده. ( از شرفنامه منیری ). کدخدا. دهبان. ( یادداشت مؤلف ):
اندر همه ده جوی نه ما را
ما لاف زنان که ده کیاییم.سنایی.خواهی که نزل ما دهدت ده کیای دهر
بستان گشاد نامه به عنوان صبحگاه.خاقانی.چون آهوان گیا چرم از صحنهای دشت
اندیک نگذرم به در ده کیای نان.خاقانی.درین هفت ده زیر و نه شهر بالا
ورای خرد ده کیایی نیابی.خاقانی.همه ده کیا آن و ده بی کیا.کمال اسماعیل.|| نوعی از میوه پخته شده با غذا. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(دِ ) (اِمر. ) رئیس ده، دهخدا.

فرهنگ عمید

کدخدا، دهخدا، رئیس و بزرگ تر ده.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) رئیس ده دهخدا.

ویکی واژه

رئیس ده، دهخدا.

جمله سازی با ده کیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه ملک موقوف و موقوف ملک همه ده کیا آن و ده بی کیا

💡 مرا به مرگ تو سر گشته و بیچاره کرد پرده کیان مرا اسیر و آواره کرد

💡 بیامد به نزدیک ایران سپاه به سر بر نهاده کیانی کلاه

💡 ستوده کیان میر بو نصر جستان که دارد نهاد و نژاد کیانی

💡 داری گشاد نامهٔ جان در ده فلک گو ده کیا که نزل تو اینجا برافکند

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز