خباره

لغت نامه دهخدا

( خبارة ) خبارة. [ خ َ رَ ] ( ع اِ ) واحد «خبار» است. رجوع به «خَبار» شود. || ( مص ) ناظم الاطباء آنرا مصدر دیگر خَبُر می آورد.
خباره. [ خ َ رَ / رِ ] ( ص ) چست و چالاک و جلد و هوشیار در کارها. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ) ( فرهنگ ضیاء ) ( از انجمن آرای ناصری ). گربز. باهوش. ج، خبارگان:
برفت بردمشان یکدو منزل و همه را
بکشت و دشمن دین را بکشت باید زار
خبارگان صف پیل آن سپه بگرفت
نفایگان را پی کرد و خسته و افکارفرخی ( از انجمن آرای ناصری ).فلک روغن گری گشته ست ما را
بکار خویش در جلد و خباره
ز ما اینجا همی گنجاره ماند
چو روغن برگرفت از ما عصاره.ناصرخسرو.

فرهنگ عمید

جست و چالاک، چابک و زرنگ: فلک روغنگری گشته ست بر ما / به کار خویش در جلد و خباره (ناصر خسرو: ۴۶۰ ).

ویکی واژه

از نیا-هندواروپایی -seh₁p* «آزمودن، جستن». همریشه با لاتین sapio، یونانی σοφός.
چست و چالاک، جلد و هوشیار
گربز، باهوش
خبره، کارشناس. ج. خبارگان.

جمله سازی با خباره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ قال قتادة: «الباطل» هو الشیطان ای لا یستطیع الشیطان ان یغیّره او یزید فیه او ینقص منه. و قال مقاتل: لا یأتیه التکذیب من الکتب التی قبله و لا یجی‌ء من بعده کتاب فیبطله. و قیل معناه: لا یأتیه الکذب فی اخباره عمّا تقدّم و لا عمّا تأخر. تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ ای منزّل من حکیم یقع افعاله محکمة، «حمید» ای حامد لنفسه و حامد لعباده المؤمنین.

💡 اقتطعه بهذه الآیة عن شهود الخلق، فانّ من علم انّه بمشهد من الحق داعی دقائق حالاته و خفایا احواله مع الحقّ و یهون علیه معانات میثاق العبادات باخباره برؤیته فلا مشقة لمن علم انّه بمرأی من مولاه. و فی الخبر: «اعبد اللَّه کانک تراه، فان لم تکن تراه فانّه یریک».

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران