لغت نامه دهخدا
خلیفت وار. [ خ َ ف َ ] ( ق مرکب ) مانند خلیفه:
خلیفت وار نور صبحگاهی
جهان بستد سپیدی از سیاهی.نظامی.
خلیفت وار. [ خ َ ف َ ] ( ق مرکب ) مانند خلیفه:
خلیفت وار نور صبحگاهی
جهان بستد سپیدی از سیاهی.نظامی.
مانند خلیفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خطبه نجستم به کاشغر نه به بغداد بد به چه گوید همی خلیفت و خانم؟
💡 سید آدم خلیفت، امی عالم نهاد مکی خورشید طلعت، عالم گردون سخا
💡 خلیفت من بر شما خداست که نگهبان و مهربان و یکتاست.
💡 ایشان بگفتند، و فرمان آمد که توبههای شما پذیرفتیم، و از شما اندر گذاشتیم. گفتند: خداوندا! این کرامت ما راست علی الخصوص؟ یا دیگران ما را در آن انبازند؟ گفت: شما راست، و آن خلیفت را که خواهم آفرید، و فرزندان وی تا قیام الساعة. هر که این چهار اندام را آب رساند چنان که شما را فرمودم، اگر از زمین تا آسمان گناه دارد از وی درگذارم، و او را خشنودی و رحمت خود کرامت کنم.
💡 زو خلیفت را امیدست و شریعت را نوید زو ولایت را نظام است و رعیت را نظر