فرهنگ معین
(حَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - جایز شمردن. ۲ - بخشودن، گذشت کردن.
(حَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - جایز شمردن. ۲ - بخشودن، گذشت کردن.
( مصدر ) ۱ - روا دانستن جایز شمردن. ۲ - بخشودن عفو کردن.
جایز شمردن.
بخشودن، گذشت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ مفسّران گفتند: ثواب دنیا در حق این امّت هم نصرت است بر دشمن و هم غنیمت، و در حق امّتهاء پیشینه نصرت مجرّد بود بیغنیمت، که ایشان را غنیمت گرفتن و خوردن حلال نبودی بهم آوردندی تا آتشی از آسمان فرود آمدی و آن را بسوختی. و تخصیص و تشریف مصطفی (ص) بر وی و بر امّت وی حلال کردند. و به قال النّبیّ (ص): «احلّت لی المغانم و لم تحلّ لاحد قبلی».
💡 ششم: مهلت دادن قرض داری است که نداشته باشد، یا حلال کردن او و این عمل نیز فضیلت بسیار دارد بلکه از جمله واجبات است.
💡 دادن همه را به بخشش عام وامی و حلال کردن آن وام
💡 ابوحفص گوید نیکوترین وسیلتی که بنده بدو تقرّب کند بخدای، دوام فقرست بدو اندر همه حالها و ملازم گرفتن سنّت، اندر همه فعلها و طلب قوت حلال کردن.