در فلسفه و ریاضیات، به وضعیتی اشاره دارد که در آن چیزی فاقد هرگونه حدّ، مرز یا نهایت تعریفپذیر باشد؛ این مفهوم دقیقاً در تضاد با این مفهوم قرار میگیرد. این اصطلاح در زبان سانسکریت نیز با عنوان آنَنتَا شناخته میشود. نکتهی اساسی در درک این مفهوم، تمایز آن با نامحدود است؛ در حالی که نامحدود به چیزی اطلاق میشود که ممکن است ذاتاً حدی داشته باشد اما فعلاً امکان ترسیم یا تعیین آن حد وجود ندارد، وصف مطلق چیزی است که ذاتاً و به طور بنیادین فاقد هرگونه پایان یا کران است. این تفاوت ماهوی، مبنای تقسیمبندیهای دقیقتر در نظریات متافیزیکی و ریاضیاتی قرار میگیرد.
از منظر طبقهبندی، به دو دسته اصلی تقسیم میشود: ایجابی و سلبی. نامتناهی ایجابی که گاهی با عنوان بینهایت مطلق نیز شناخته میشود، به وجودی اطلاق میگردد که بالفعل و بهطور کامل در خارج از قلمرو اندازهگیریهای کمی مانند کمیتهای فیزیکی یا ریاضی قرار دارد و خود یک وجود بالفعل است. در مقابل، نامتناهی سلبی یا نامتناهی نسبی، به آن دسته از کمیتها اشاره دارد که اگرچه در نظریه نامتناهی هستند، اما این نهایتاً به دلیل عدم امکان عملی تعیین حدّ و مرز آنهاست، نه فقدان ذاتی حد. هر دو حالت، تحت عنوان بیتناهی یا بینهایت قرار میگیرند، چرا که در مقدار یا کیفیت، ورای هرگونه پایانی هستند.
در حوزه کلام و فلسفه اسلامی، بحث دربارهی حدّ و بیحد بودن جهان هستی جایگاه ویژهای داشته است. حکمای اسلامی با تأکید بر مباحث صفات واجبالوجود، جهان مادی و زمان را از حیث امتداد زمانی در چارچوب مفهوم نامحدود مورد وصف قرار دادهاند. این بررسیها تلاش دارد تا مرزهای ادراک بشری و همچنین حدود وجودی مخلوقات را در مقایسه با ذات خالق که مطلق و بینهایت است، مشخص سازد. بنابراین، صرفاً یک واژه ریاضی نیست، بلکه بنیادیترین مفهوم برای تبیین مرزهای بین وجود بالفعل مطلق و وجود مقید و محدود است.