عوعو

لغت نامه دهخدا

عوعو. [ ع َ ع َ / عُو عُو ] ( اِ صوت ) بانگ سگ. فریاد سگ. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به آنندراج شود. پارس. عَفعَف. هَفهَف. هافهاف. وغوغ. وغواغ. واغواغ. وعوع. نُباح. ( منتهی الارب ):
ازبرای جیفه عوعو تا به کی همچون کلاب
بر سر مردار تا کی چون کلاغان غارغار.فیاض ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

بانگ سگ، صدای سگ.

جمله سازی با عوعو

💡 چو موش در دهن گربه دشمنان خاموش که بهر ما و تو عوعو سگانه می کردند

💡 از برای جیفه عوعو تا به کی همچون کلاب بر سر مردار تا کی چون کلاغان قارقار

💡 دو سه عوعو سگانه نزند ره سواران چه برد ز شیر شرزه سگ و گاو کاهدانی

💡 همچو سگان تازی می‌کُن شکار خامش نی چون سگان عوعو کهدان من گرفته

💡 ازکینه و پرخاش عدو نیست ترا باک مه را چه هراس از سگ و آن حملهٔ عوعو

💡 ای تن چو سگ کاهل مشو افتاده عوعو بس معو تو بازگرد از خویش و رو سوی شهنشاه بقا

ایت یعنی چه؟
ایت یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز