معنی اصلی:
قصد کردن: واژه صدد به معنای قصد داشتن یا نیت کردن است. به عنوان مثال، وقتی میگوییم «در صدد بودن»، به معنای آن است که فرد قصد یا نیت انجام کاری را دارد. این مفهوم نشاندهندهی اراده و انگیزه فرد برای اقدام به کاری خاص است و میتواند به تصمیمگیریهای مهم زندگی مرتبط باشد.
معانی دیگر:
رویارویی: این واژه همچنین به معنای مقابله یا برابری با چیزی است. در این معنا، صدد به وضعیتهایی اشاره دارد که در آن دو چیز یا دو نفر در برابر یکدیگر قرار میگیرند و با هم مواجه میشوند. این مفهوم میتواند در زمینههای مختلفی مانند رقابت، درگیری یا حتی دیالوگهای سازنده به کار رود و نشاندهندهی تعاملات پیچیده انسانی است.
صدد. [ ص َ دَ ] ( ع اِ ) نزدیکی. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( دهار ). || رویاروی. ( منتهی الارب ). مقابله و برابری چیزی. ( غیاث اللغات ). مقابله. ( ربنجنی ). المقابلة و المثل. ( مهذب الاسماء ). || مجازاً، قصد نمودن. در پی کاری شدن. ( غیاث اللغات ).
- بصدد بودن، در صدد برآمدن؛ قصد چیزی را کردن. در پی تحصیل چیزی بودن:
نه در صدد عیون اعمالم
نه از عدد وجوه اعیانم.مسعودسعد.اعقاب و اولاد او بر آنکس که در دیار هند بصدد ملک و معرض حکم باشد برین قضیت میرود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 293 ).
صدد. [ ] ( اِخ ) شهری است بر مرز و بوم شمالی اسرائیل چنانکه موسی و حزقیال قرار دادند ( سفر اعداد 34: 8 و حزقیال 47: 15 ) بسیاری گمان دارند که صدد همان صدد حالیه است که 75 میل بشمال شرقی دمشق و 35 میل بجنوب شرقی حمص مسافت دارد، و آن مزرعه عظیمی است و از آثار قدیمی در آنجا جزچند عدد ستونهائی که در دیوار خانه بنا شده است نیست و دارای بستانها و اراضی مزروعه میباشد و مسیحیان آنجا از کلیسای یعقوبیه میباشند. ( از قاموس مقدس ).
(صَ دَ ) [ ع. ] (مص ل. ) قصد کردن.
قصد.
* در صدد بودن (برآمدن ): قصد داشتن.
روبارو، روبرو، و نیز به معنی قصد
شهری است بر مرز و بوم شمالی اسرائیل چنانکه موسی و حزقیال قرار دادند
[ویکی الکتاب] معنی مُطَّهِّرِینَ: کسانی که در صدد پاک کردن خود هستند
معنی لَّوَّامَةِ: بسیار ملامتگر- بسیار سرزنش کننده (منظور از نفس لوامه نفس مؤمن است، که همواره در دنیا او را به خاطر گناهانش و سرپیچی از اطاعت خدا ملامت میکند، و در روز قیامت سودش میرساند. بعضی گفتهاند: منظور از نفس لوامه جان آدمی است، چه انسان مؤمن صالح، و چه ا...
تکرار در قرآن: ۴۲(بار)
به عقیده راغب، صد و صدود گاهی به معنی اعراض و انصراف و گاهی به معنی منع و برگرداندن است یعنی هر دو لازم و متعدی است. به عقیده مجمع، صحاح، قاموس، اقرب، صدود، لازم است به معنی اعراض ولی لازم و متعدی هر دو میآید راغب آن را به قول نسبت میدهد. فعل آن در صورت لازم بودن از نصر ینصر و ضرب و یضرب و در صورت متعدی بودن فقط از نصر ینصر آمده است (اقرب). ضمناً قول راغب درباره متعدی بودن صدود مورد تصدیق قرآن نیست که صدود فقط یکبار در قرآن نیست که صدود فقط یک بار در قرآن آن هم لازم است گرچه راغب متعدی گفته و آن این است. یعنی میبینی که منافقان از تو اعراض میکنند اعراضی محکم. در آیات،،. صدّ حتماً به معنی منع و برگرداندن است که متعدی به مفعول اول و ممفعول دوم به واسطه حرف جر است. ولی در آیات دیگر که مفعول اول ذکر نشده گرچه میشود آن را اضمار کرد ولی لازم گرفتن بهتر است مثل. یعنی از آنها بعضی به حق ایمان آورده و بعضی اعراض کرده است. و مثل. یعنی آنان که کافر شده و از راه خدا اعراض کردند. نظیر آن. است که اعراض را با کفر جمع کرده. ایضاً آیاتی نظیر. که ظاهراً به معنی اعراض است نه منع. آیه زیر نیز به نظرم به معنی اعراض باشد. بگو جنگ در ماه حرام کاری بزرگ و اعراض از دین خداست. نا گفته نماند همه افعال مضارع این لفظ در قرآن مجید از باب نصر ینصر آمده در آیه. که آن به معنی اعراض و از ضرب یضرب آمده است. ولی باآن که در قرآنها به کسر (ص) نوشته شده در مجمع فرموده:اهل مدینه، ابن عامر... آن را به ضمّ (ص) و بقیّه به کسر آن خواندهاند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون دانستی که مرض حسد از جمله امراض مهلکه نفس است پس در صدد معالجه آن برآی همچنان که مذکور شد، علاج امراض نفسانیه، به معجون مرکب از علم و عمل است.
💡 «گشتالت» چگونگی ادراک بصری توسط مغز انسان را توضیح میدهد. از آنجا که زمان ظهور این نظریه مصادف با دوران اوجگیری هنر مدرن است، از همان ابتدا به حوزه طراحی وارد شده و تاکنون جایگاه مهمی در هنر داشته است. مفهوم گشتالت به زبان ساده یعنی ذهن انسان برای درک پدیدهها آنها را به صورت یک کل دریافت میکند. به بیان دیگر، با استناد به اصول گشتالت، ذهن در نگاه نخست به جای درک جزء به جزء یک تصویر در صدد است که یک کلیت از آن ارائه دهد.
💡 بعد از ورود باروت از چین به مناطق مسلماننشین، مهندسان و کیمیاگران مسلمان در صدد توسعه باروتهای انفجاری وتطبیق آن با سلاحهای ساخت خودشان برآمدند و آنقدر در کارشان موفق بودند که برای اولین بار در جهان توپ ساختند و آنها را در جنگهای صلیبی استفاده میکردند.