شکارچی به هر جانوری اطلاق میشود که جانور دیگری را شکار، میکشد و مصرف میکند. این نوع تغذیه به عنوان روش شکارچی شناخته میشود. نمونههایی از جانوران شکارچی شامل شیر، که آهو و گورخر را شکار میکند، جغد، که موش و موش صحرایی را هدف قرار میدهد، و باز گنجشکخوار، که گنجشکها را میگیرد، میباشند. آن ها میتوانند بر جمعیت شکار تأثیر بگذارند و در عوض، جمعیت شکار نیز میتواند بر تعداد آن ها تأثیر داشته باشد. در زنجیره غذایی، این واژه و شکار به منظور نشان دادن جریان انرژی از شکار به آن در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این جانوران ممکن است به دلیل رقابت برای شکار با یکدیگر درگیر شوند. اگر شکار به میزان کافی وجود نداشته باشد، تعداد و زیستتوده شکارچی کاهش مییابد. معمولاً آن ها بزرگتر و قویتر از شکار خود هستند، هرچند که در برخی موارد مانند قاقم و خرگوش، خرگوش میتواند چهار تا پنج برابر بزرگتر از قاقم باشد. به طور کلی، جمعیت آن ها کمتر از جمعیت شکار است. اگر محدوده پراکندگی آن بیشتر از شکار باشد، جمعیت آن به طور قطع کاهش خواهد یافت، زیرا انرژی کافی در بدن شکار برای حمایت از تعداد بیشتر آن وجود ندارد. کاهش تعداد موجودات زنده در طول زنجیرههای غذایی مختلف قابل مشاهده است.
شکارچی
لغت نامه دهخدا
شکارچی. [ ش ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) ( از: شکار فارسی + «چی »، پسوند نسبت ترکی ) شکارگر. شکارکننده. نخجیرگر. شکاری. نخجیروان. دامیار. قانص. شکره. قناص. ( از یادداشت مؤلف ). صیاد.
- شکارچی باشی؛ میرشکار. رئیس و گرداننده امور مربوطبه شکار و سرپرست شکارچیان در دستگاههای سلطنتی. رجوع به میرشکار شود.
فرهنگ معین
( ~. ) [ فا - تر. ] (ص نسب. ) صیاد، شکارگر.
فرهنگ عمید
کسی که پیشه اش شکار کردن جانوران است، شکارگر، شکارگیر، صیاد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن که شغلش شکار جانور است صیاد شکار گر.
جمله سازی با شکارچی
💡 در کشتزار از پیِ مرغان، شکارگر شکارچیلار بیلدیرچینی سوْراخلار
💡 اس شکارچی ۷۰ یک ستاره است که در صورت فلکی شکارچی قرار دارد.