شتره

لغت نامه دهخدا

( شترة ) شترة. [ ش ُ رَ ] ( ع اِ )مابین دو انگشت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
شترة. [ ش َ ت َ رَ ] ( ع اِمص ) با هم آمدن و گرد آمدن پلک زبرین و برگشتن آن بدان سان که با پلک زیرین به خوبی منطبق و جفت نشود. ( یادداشت مؤلف ). انقلاب مزمن جفن به خارج. کوتاهی پلک چشم است و به سبب کوتاهی پلک اندر خواب و غیر آن پوشیده نشود و لبهای هر دو پلک بهم نرسد و خواب خداوند این چشم را خواب خرگوش گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
شتره. [ ش ِ ت ِ رَ / رِ ] ( ص ) بی سلیقه و بی نظم. ( فرهنگ فارسی معین ). شلخته. شلدی.
شتره. [ ش َ رِ ] ( از ع، اِ ) برگشتگی پلک بالا و پائین چشم و کفتگی پلک و فروهشتگی پلک پائین. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(ش تِ رَ یا رِ ) (ص. ) (عا. ) شِلَخته، بی نظم.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بی سلیقه و بی نظم.
کوتاهی پلک چشم است و بسبب کوتاهی پلک اندر خواب و غیر آن پوشیده نشود و لبهائ هر دو پلک بهم نرسد و خواب خداوند این چشم را خواب خرگوش گویند.

ویکی واژه

(عا.)
شِلَخته، بی نظم

جمله سازی با شتره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کودکان بنگر به اشترها سوار در قفای هم قطار اندر قطار

💡 خیز شتربان که شترهای مست سر نشناسند ز پا، پا ز دست

💡 شترها را رها کن در چراگاه درونِ کعبه می زن صنعةاللّه

💡 جمع علم افلاس می‌آرد نه جاه بیشترها پوست می‌پوشدکتاب

💡 من خداوندم شترها را ولی خانه را باشد خداوندی قوی

💡 دختران و بانوان ماه وش بر شترها چون اسیران حبش

کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز