رنگارنگ. [ رَ رَ ] ( ص مرکب ) مختلف الالوان و گوناگون. ( ناظم الاطباء ). به الوان مختلف. برنگهای گوناگون. رنگ برنگ. بچندرنگ مختلف. به الوان. با رنگهای بسیار:
آن پر از لاله های رنگارنگ
وین پر از میوه های گوناگون.سعدی ( گلستان ).- رنگارنگ کردن؛ رنگ کردن به الوان گوناگون. بَرْقَشة. ( دهار ).
- رنگارنگ گردانیدن؛ تلمیع. ( دهار ).
( ~. ~. )(ص مر. )۱ - دارای رنگ - های مختلف، گوناگون، ملون. ۲ - جوراجور، نوع به نوع.
۱. رنگ به رنگ، دارای چند رنگ.
۲. [مجاز] گوناگون.
رنگ برنگ، دارای چندرنگ، گوناگون
( صفت ) ۱ - دارای رنگهای مختلف گوناگون مختلف الاوان. ۲ - نوع بنوع جورواجور.
رنگارنگ (فیلم). رنگارنگ ( به هندی: Rangeela ) یا خوش چهره فیلمی محصول سال ۱۹۹۵ و به کارگردانی رام گوپال وارما است. در این فیلم بازیگرانی همچون عامر خان، جکی شروف، اورمیلا ماتوندکار، گلشن گروور، ریما لاگو، شفالی شاه، آدیتا نارایان، ساروج خان ایفای نقش کرده اند.
💡 از ان عاشق به آتشهای رنگارنگ میسوزد که هر ساعت به رنگی حسن پر نیرنگ میگردد
💡 هزاره دوم پیش از میلاد: ساکنان فلات ایران، در سالهای ۳۰۰ تا ۱۳۰۰ پیش از میلاد، زیور آلات مسی و نیز رشتههایی از مهرههای رنگارنگ به کار میبردند.
💡 سراپایم چمن شد بس گل حسرت دمید از من چه رنگارنگ گلهایی توان هر روز چید از من
💡 شغل اکثر مردم کشاورزی بوده وشهری کوه پایه نشین وکمی شیب دار میباشد،که اطراف آن را جنگل های بلوط احاطه کرده ودر فصل بهار دارای دشت های لاله وبابونه وگل های رنگارنگ دیگریست که زیبایی سرفاریاب را چندین برابر میکند.
💡 ولید به مجلس هشام شد. و بر سر خویش عمامه ای رنگارنگ بربسته بود. هشام پرسید: عمامه ات را چه بها داده ای؟ گفت: هزار دینار. گفت: اسراف کرده ای.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به وقتی عشق برای کسی اتفاق میافتد، رنگارنگ و سرزمین بیگانه اشاره کرد.