دروج

لغت نامه دهخدا

دروج. [ دَ ] ( ع ص ) باد تند و تیز، گویند: ریح دروج، و نیز قدح یا سهم دروج؛ تیر سریعو تند و تیز. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
دروج. [ دُ ] ( ع مص ) رفتن. ( از منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). مشی.( از اقرب الموارد ). || به آخر رسیدن قوم.( از منتهی الارب ). درگذشتن و منقرض شدن قوم. ( از اقرب الموارد ). || در مثل است: أکذب من دَب و دَرَج؛ یعنی دروغگوترین زندگان و مردگان. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || پس نگذاشتن و به راه خود رفتن. ( از منتهی الارب ). درگذشتن و نسلی از خود باقی نگذاشتن. ( از اقرب الموارد ). || درگذشتن ناقه از یک سال و بچه ندادن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || درنوردیدن نامه را. || سخت وزیدن باد. ( از منتهی الارب ). دَرَجان. دَرَج. رجوع به دَرَجان و دَرَج شود.
دروج. [ دُ ] ( ع اِ ) ج ِ دَرج. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دَرْج شود.

فرهنگ فارسی

جمع درج

ویکی واژه

(ادیان): دروغ، دروغگو، صفت اهریمن در گاثاها در زمان حیات زرتشت. یکی مارتیه نام پارسی، او دروغ گفت... /... Martiya nāma Parsa hauv adurjiya

جمله سازی با دروج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز شور عشق دروجدند ذرات جهان یکسر اگر پایی نکوبی، آستینی بر فشان آخر

💡 دروجود جوهر فرد اشتباهی داشتم از دهانت پیش من اکنون مدلل گشته است

💡 نشاید کرد بیزاری به یک بار گر از وی دروجود آید خطایی

💡 هیچکس در ملک او غمگین نبود زانکه لطفش عام گشته دروجود

💡 روزی دو سه خانه در عدم باید داشت روزی دو سه دروجود هم باید داشت

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز