دانستنی
کلمه «دانستنی» در فارسی به چیزی گفته میشود که شایسته دانستن است یا قابل آموختن و شناختن میباشد. این واژه از مصدر «دانستن» گرفته شده و با افزودن پسوند «-نی» به معنای صفت، نشاندهنده چیزی است که ارزش شناختن دارد یا اطلاعات مفیدی را در بر دارد.
به بیان دیگر، «دانستنی» معمولاً به اطلاعات، نکات یا حقایقی گفته میشود که افراد میتوانند آنها را یاد بگیرند و برای افزایش دانش خود از آن بهرهمند شوند. در متون آموزشی و علمی، این واژه برای اشاره به بخشهایی از مطالب که لازم است خواننده یا دانشآموز بداند، به کار میرود.
بنابراین، «دانستنی» هم یک مفهوم عمومی در آموزش و یادگیری است و هم یک واژه ادبی و روزمره که برای بیان اهمیت آگاهی و اطلاعات مفید به کار میرود. وقتی گفته میشود «این مطلب دانستنی است»، منظور این است که اطلاعات موجود در آن موضوع ارزش یادگیری و توجه دارد و میتواند دانش فرد را افزایش دهد.
مترادفها
دانستنیها، اطلاعات
لغت نامه دهخدا
دانستنی. [ ن ِت َ ] ( ص لیاقت ) درخور دانستن. سزاوار دانستن. زیبای معرفت: اما یک نکته معلوم تو نیست و آن دانستنی است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 336 ). و چند نکت دیگر بود سخت دانستنی. ( تاریخ بیهقی ص 104 ). چند شغل فریضه که پیش داشت [ مسعود ] و پیش آمد و برگزاردند نبشته آمد، آنگاه مقامه بتمامی برانم که بسیار نوادر و عجایب است اندر آن دانستنی. ( تاریخ بیهقی ص 287 ).
اگر دانستنی بودی خود این راز
یکی زین نقش ها دردادی آواز.نظامی.- دانستنیها؛ معلومات.
فرهنگ عمید
درخور دانستن، سزاوار دانستن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - قابل دانستن ۲ - ادراک شدنی قابل ادراک.
جمله سازی با دانستنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یونانیان اولین ملتی بودند که حروف کامل الفبا را ابداع کردند و همین مسئله افق تازهای برای حفظ و گسترش دانش و دانستنیهای بشر خلق نمود.
💡 ادب به اخلاق و رفتار پسندیده و مطابق با هنجار گفته میشود. ادب همچنین به مجموعه دانستنیهایی گفته میشود که انسان را از خطا و لغزش بازمیدارند.
💡 و وی داناست به هرچه دانستنی است و علم وی به همه چیزها محیط است و از علا تا ثری هیچ چیزی بی دانش وی نرود، چه همه از وی رود و از قدرت وی پدید آید بلکه عدد ریگ بیابان و برگ درختان و اندیشه دلها و ذره های هوا در علم وی چنان مکشوف است که عدد آسمانها.