لغت نامه دهخدا
خونخواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خون خواهنده. آنکه دعوی خون کسی می کند. انتقام گیرنده. ( ناظم الاطباء ). طالب ثار. ( یادداشت مؤلف ):
گفت رنج از برای خود نبرم
بلکه خونخواه صدهزار سرم.نظامی.ز خونخواه دارا هراسیده گشت.نظامی.
خونخواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خون خواهنده. آنکه دعوی خون کسی می کند. انتقام گیرنده. ( ناظم الاطباء ). طالب ثار. ( یادداشت مؤلف ):
گفت رنج از برای خود نبرم
بلکه خونخواه صدهزار سرم.نظامی.ز خونخواه دارا هراسیده گشت.نظامی.
آن که پس از کشته شدن کسی انتقام وی را می گیرد یا قصاص قاتل را می خواهد.
( صفت ) انتقام جوینده منتقم.
💡 چون طمع داری سلب بیهوده زان خونخواه دزد کو همی کوشد همیشه کز تو برباید سلب؟
💡 آنتیوخوس دهم (مرگ ۸۳ پیش از میلاد) پادشاه سلوکی بود. وی درگیر جنگهای خانگی دودمان سلوکی بود. او در آغاز پادشاهیش در ۹۵ به خونخواهی پدرش آنتیوخوس نهم با پسرعموی ناتنیاش سلوکوس ششم جنگید. سپس بر انطاکیه و گرداگردش فرمان میراند. در پایان او درگیر جنگ با چهار برادر سلوکوس ششم و همچنین نبطیان و اشکانیان بود.
💡 ساموراییها و ملازم وی پس از مصادره املاک وی، تبدیل به رونین شدند. با این حال، تحت رهبری اُوایشی یُوشیئو، آنها انتقام مرگ ارباب خود را از کیرا یوشیناکا در عمارت وی در ادو در تاریخ ۱۵ دسامبر ۱۷۰۲ گرفتند. این ملازمان سابق به عنوان چهل و هفت رونین شهرت دارند. این انتقامگیری مشهورترین خونخواهی در ژاپن است.
💡 وی میپنداشت که عباسیان به خاطر به خلافت رسیدنشان مدیون وی و نیروی نظامیاش هستند وگرنه بدون کمک وی هیچگاه به خلافت نمیرسیدند. به همین سبب منصور به فکر از میان برداشتن وی افتاد. منصور با از بین بردن ابومسلم خیال خود را از بابت وی آسوده ساخت اما با قیامهای متعددی در خونخواهی از ابومسلم روبرو شد که وقت و هزینه زیادی را از خلافت گرفت.
💡 من شکسته دل افراسیاب شاه نیم اگر تودر پی خونخواهی سیاووشی
💡 کافرم گر در دو عالم غیر او دارم کسی در قیامت اوست خونخواهم که اینجا قاتل است