هراسیده
مترادفها
ترسیده، وحشتزده، بیمناک
متضادها
آرام، مطمئن، بیخوف
لغت نامه دهخدا
هراسیده. [ هََ دَ / دِ ] ( ن مف ) ترسیده. بیمناک. ( یادداشت به خط مؤلف ).
- هراسیده دل؛ آنکه دلش نگران و ترسان است. به دل ترسان:
که تا پیل گردد هراسیده دل
نیارد نهادن پی از سوی گل.اسدی.
فرهنگ معین
(هَ دِ ) (ص مف. ) ترسیده، ترسانیده شده.
فرهنگ عمید
ترسیده، ترسانیده شده.
فرهنگ فارسی
(اسم ) ترسیده بیم داشته.
ویکی واژه
ترسیده، ترسانیده شده.
جمله سازی با هراسیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به ایرانیان گفت گردان چین هراسیده اند از شما روز کین
💡 که تا پیل گردد هراسیده دل نیارد نهادن پی از بوی گل
💡 مردم پس از شنیدن اخبار مربوط به وقوع زلزله در مناطق مجاور، بسیار هراسیده و با عجله به دنبال پناهگاههای امن و ایمن بودند.
💡 سرمایهگذاران در بازار بورس پس از مشاهده سقوط ناگهانی شاخصها، بسیار هراسیده و اقدام به فروش داراییهای خود در کمترین قیمت ممکن کردند.
💡 او که از تنهایی و سکوت سنگین آن خانه قدیمی بسیار هراسیده بود، تصمیم گرفت برای مدتی به نزد خانوادهاش بازگردد.