حوراء
مترادفها
حوری، پری
لغت نامه دهخدا
حوراء. [ ح َ ] ( ع ص، اِ )نعت از حَوَر و مؤنث احور است. ( مهذب الاسماء ). به معنی زن یا دختر که چشمانی سیاه و گرد و مدور و پلکهای باریک داشته باشد یا دارای چشمانی باشد سخت سپید یا سخت سیاه یا دارای بدنی سخت سپید یا دارای چشمانی تمام سیاه، چنانکه چشمان آهوست و این در انسان نیست؛ بلکه با استعاره بر او اطلاق گردد. ( منتهی الارب ).
- عین حوراء؛ چشمی سپیده سخت سپید و همچنان سیاهه سخت سیاه. ( مهذب الاسماء ). || داغ مدور. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حَوَر شود.
فرهنگ معین
[ ع. ] (ص. ) ۱ - زن سیاه چشم. ۲ - زن بهشتی.
ویکی واژه
زن سیاه چشم.
زن بهشتی.
جمله سازی با حوراء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آدم به این جمال نیامد به این جهان حوراء جَنَّةٌ هِیَ ماهٰذِه بَشَر
💡 و روی لو ان حوراء بزقت فی بحر، لعذب ذلک البحر من عذوبة ریقها
💡 چشم جان بگشا و در مرآت رویش کن نظر تا ببینی رؤیة الحوراء فی وجه الحسام
💡 بساط خلد نگیرد، غبار و گر گیرد سزاست طره حوراء بخدمت جاروب
💡 و مجلسنا یحکی منازل جنة و فی ید حوراء المحلة کوبها
💡 فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ، مما ذکرنا. قال محمد بن کعب ان المؤمن یزوّج الف ثیب و الف بکر و الف حوراء.