کول

کول

عضله کول، که به شکل ذوزنقه‌ای است، در ناحیه بالایی پشت قرار دارد و به راحتی قابل لمس است. این عضله بزرگ به عرض شانه‌ها گسترش می‌یابد. این عضله، سطحی‌ترین ماهیچه در ناحیه پشت به شمار می‌رود و درست زیر پوست قرار دارد. از نقطه‌ای در پایه گردن شروع شده و از روی هر دو شانه و ناحیه پایین پشت عبور می‌کند و به نقطه‌ای در وسط پشت ختم می‌شود. عضله کول به چندین استخوان از جمله ستون فقرات، کتف، دنده‌ها و ترقوه متصل است. عصب جمجمه‌ای که از مغز منشأ می‌گیرد، این عضله را کنترل می‌کند. عضله کول به سه بخش فوقانی، میانی و تحتانی تقسیم می‌شود که هر یک در حرکات خاصی از گردن و شانه‌ها نقش دارند. بسیاری از تمرین‌های کششی و تمرینات مربوط به سرشانه می‌توانند به بهبود دامنه حرکتی عضله کول، تقویت عضلات و آرامش عضلات گرفته کمک کنند. فعالیت‌هایی مانند یوگا، پیلاتس و سایر تمرینات ملایم می‌توانند به حفظ قدرت و انعطاف‌پذیری این عضله یاری رسانند. در حین انجام این حرکات، از افراط پرهیز کنید و در صورت بروز درد، تمرین را متوقف کنید.

لغت نامه دهخدا

کول. ( اِ ) به معنی دوش و کتف باشد. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دوش که به عربی کتف گویند. ( از فرهنگ رشیدی ). شانه. دوش. کتف. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). گلپایگانی کول، گیلکی کول. شانه و دوش. ( حاشیه برهان چ معین )

فرهنگ معین

(اِ. ) گلیم و پلاس کهنه.
(اِ. ) پشت، به ویژه بخش بالای پشت انسان یا حیوان، گُرده.
(اِ. ) ۱ - کتف، دوش. ۲ - آبگیر، برکه.

فرهنگ فارسی

دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل واقع در ۲٠ کیلومتری شمال سکوه جلگه و گرم معتدل دارای ۲۴٠٠ تن سکنه محصول غله پنبه لبنیات صنعت دستی قالیچه بافی.
( اسم ) تپه پشته.
کوله خاس. درختچه ایست که در کلیه نقاط مرطوب جنگلهای شمال فراوان است.
کول

جملاتی از کلمه کول

کشکول و کیسۀ نمک و چتر ترک بند بر مال آبداری شاهان کنند بار
به روزگار ملکشه عرابیی خج کول مگر به بارگهش رفت از قضا گه بار
همت ای پیر که کشکول گدایی در کف رندم و حاجتم آن همّت رندانهٔ توست
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم