لغت نامه دهخدا
پیمانه کش. [ پ َ / پ ِ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) که پیمانه کشد. که پیمانه برد. || پیمانه گسار. کنایه از شرابخوار. ( آنندراج ):
پیر پیمانه کش ما که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان.حافظ.
پیمانه کش. [ پ َ / پ ِ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) که پیمانه کشد. که پیمانه برد. || پیمانه گسار. کنایه از شرابخوار. ( آنندراج ):
پیر پیمانه کش ما که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان.حافظ.
( ~. کِ ) (ص فا. ) شرابخوار، باده گسار.
۱. باده خوار، شراب خوار.
۲. آن که قدح شراب را تا ته بیاشامد.
( صفت ) ۱- آنکه پیمانه کشد کسی که پیمانه برد. ۲- پیمانه گسار شرابخوار: پیر پیمانه کش ما که روانش خوش باد. گفت: پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان. ( حافظ )
شرابخوار، باده گسار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زاهدا با ما نشین پیمانه کش خرقه وسجاده را نه برکنار
💡 پیدا بود از لعل تو پیمانه کشیها ای عهد شکن بر سر پیمان که بودی؟
💡 شراب حسرت سرشار ساغری دارد دل گداخته پیمانه کشیده ماست
💡 خون به پیمانه کشی مغبچگان بنشینند کس نیارد ز در دیر مغان برخیزد
💡 ما حریف غم و پیمانه کشی پیشه ما دیده ما قدح ما دل ما شیشه ما
💡 مستی مرا نیست به دنباله خماری پیمانه کش میکدهٔ خمّ غدیرم