واژهی پریدگی در زبان فارسی دارای دو تلفظ و دو معنای متمایز است که بر اساس حرکات حرف دوم از یکدیگر تفکیک میشوند. صورت نخست، پَریدَگی (با فتحه روی ر) به معنای عمل پریدن، جهش یا پرواز است. این معنا بیشتر در متون کهن و ادبی به کار میرود و مترادف با واژههایی چون «پرش» و «طیران» است. همچنین، ترکیب رنگپریدگی که بهصورت رنگ باختگی نیز تعبیر میشود، از همین ریشه است و به حالت زردی یا سفیدی غیرطبیعی در چهره اشاره دارد که ناشی از بیماری، ترس یا ضعف است. صورت دوم، پُریدَگی (با ضمه روی ر) به مفهوم پرشدگی و انباشتگی است. این واژه بیانگر حالت چیزی است که تا حد ممکن پُر شده باشد و گنجایش بیشتری نداشته باشد. هر دو صورت این واژه بهصورت مصدر جعلی و در قالب «حامص» (اسم معنی) به کار میروند و کاربرد امروزی آنها عمدتاً در حوزهی ادبیات و متون رسمی دیده میشود.
پریدگی
لغت نامه دهخدا
پریدگی. [ پ َ دَ / دِ ] ( حامص ) پرش. طیران.
- رنگ پریدگی؛ رنگ باختگی.
پریدگی. [ پ ُ دَ / دِ ] ( حامص ) پرشدگی.
فرهنگ فارسی
پرشدگی.
پرشدگی
جمله سازی با پریدگی
💡 سرگیجه، سردرد، تهوع یا استفراغ، خارش پوست، بیحسی، رنگپریدگی یا سردی دست و ضعف پاها از عوارض جانبی دارو هستند.