میانه رو

لغت نامه دهخدا

میانه رو. [ ن َ / ن ِ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) آن که در هیچ کاری افراط و تفریط نمی کند. ( ناظم الاطباء ). معتدل که نه به افراط گراید و نه به تفریط. معتدل درعقاید و اعمال. متوسطالسیر. ( یادداشت مؤلف ). متوسطدر افعال و اقوال. ( آنندراج ). مقتصد، میانه رو در نفقه عیال یعنی نه مسرف و نه تنگ گیر. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( ~. رُ ) (ص فا. ) معتدل، کسی که نه افراط می کند نه تفریط.

فرهنگ عمید

کسی که در هیچ کاری افراط و تفریط نکند، میانه گیر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه در اعمال خود افراط و تفریط نکند معتدل.

فرهنگستان زبان و ادب

{temperate} [اعتیاد] ویژگی فردی که رفتاری میانه روانه در مصرف الکل دارد

ویکی واژه

moderato
معتدل، کسی که نه افراط می‌کند نه تفریط.

جمله سازی با میانه رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روایت داستان‌های کوتاه در اغلب موارد از میانه رویدادها آغاز می‌شود.

💡 در کتاب شهاب از پیامبر(ص) نقل است که فرمود: سازگاری و میانه روی و خاموشی جزئی از بیست و شش جزء پیامبری است.

💡 هان مردم! بی نیازی در قناعت است و کفاف روزی در میانه روی است و رامش در پرهیزگاری و هر کاری را پاداشی است و هر آینده ای نزدیک.

💡 پرهیزگاران در آن میان صاحبان فضایلی هستند که سخنان راست است و پوشش ایشان میانه روی است و روششان فروتنی.

💡 در فیلم ۲۰۱۹ جان ویک: بخش ۳ - پارابلوم، جان ویک به کتابخانه عمومی نیویورک می‌رود و "افسانه‌های عامیانه روسی، الکساندر آفاناسیف، ۱۸۶۴" را درخواست می‌کند.

💡 و بذل هم بر دو نوع است: میانه روی و اسراف اول محمود و ثانی مذموم و غیر اینها.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز