میانه رو. [ ن َ / ن ِ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) آن که در هیچ کاری افراط و تفریط نمی کند. ( ناظم الاطباء ). معتدل که نه به افراط گراید و نه به تفریط. معتدل درعقاید و اعمال. متوسطالسیر. ( یادداشت مؤلف ). متوسطدر افعال و اقوال. ( آنندراج ). مقتصد، میانه رو در نفقه عیال یعنی نه مسرف و نه تنگ گیر. ( منتهی الارب ).
( ~. رُ ) (ص فا. ) معتدل، کسی که نه افراط می کند نه تفریط.
کسی که در هیچ کاری افراط و تفریط نکند، میانه گیر.
( صفت ) آنکه در اعمال خود افراط و تفریط نکند معتدل.
{temperate} [اعتیاد] ویژگی فردی که رفتاری میانه روانه در مصرف الکل دارد
moderato
معتدل، کسی که نه افراط میکند نه تفریط.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روایت داستانهای کوتاه در اغلب موارد از میانه رویدادها آغاز میشود.
💡 در کتاب شهاب از پیامبر(ص) نقل است که فرمود: سازگاری و میانه روی و خاموشی جزئی از بیست و شش جزء پیامبری است.
💡 هان مردم! بی نیازی در قناعت است و کفاف روزی در میانه روی است و رامش در پرهیزگاری و هر کاری را پاداشی است و هر آینده ای نزدیک.
💡 پرهیزگاران در آن میان صاحبان فضایلی هستند که سخنان راست است و پوشش ایشان میانه روی است و روششان فروتنی.
💡 در فیلم ۲۰۱۹ جان ویک: بخش ۳ - پارابلوم، جان ویک به کتابخانه عمومی نیویورک میرود و "افسانههای عامیانه روسی، الکساندر آفاناسیف، ۱۸۶۴" را درخواست میکند.
💡 و بذل هم بر دو نوع است: میانه روی و اسراف اول محمود و ثانی مذموم و غیر اینها.