اتاق مستر، به عنوان یک فضای وسیع و لوکس در منزل، تاریخچهای غنی و طولانی دارد که به قرنهای گذشته در اروپا برمیگردد. این فضا که در ابتدا برای اشرافزادگان طراحی شده بود، با گذشت زمان به یکی از عناصر اصلی طراحی خانههای مدرن تبدیل شده است. مسترها معمولاً به اتاقهای بسیار بزرگی اطلاق میشود که برای افراد بزرگتر خانواده طراحی شدهاند. این اتاقها از سایر اتاقهای ساختمان بزرگتر بوده و دارای امکانات ویژهای هستند، از جمله حمام و سرویس بهداشتی اختصاصی، کمدهای بزرگ، کلوزت یا اتاق لباس، فضای نشیمن، تراس یا بالکن و امکاناتی نظیر تلویزیون، سیستم صوتی، میز تحریر، کتابخانه و حتی یک آشپزخانه کوچک.
مستر
لغت نامه دهخدا
مستر. [ م ِ ت َ ]( ع اِ ) پوشش. ( منتهی الارب ). پرده. ( ناظم الاطباء ).
مستر. [ م ُ س َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از تستیر. پوشنده. ( اقرب الموارد ). پردگی کننده. ( آنندراج ). رجوع به تستیر شود.
مستر. [ م ُ س َت ْ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از تستیر. پوشیده. ( دهار ). پوشیده شده. ( از غیاث ) ( اقرب الموارد ). ستیر. مصون. رجوع به تستیر شود:
ای گشته چو آفتاب تابان
از سایه نور خور مستر.ناصرخسرو.پیدا چو تن تو است تنزیل
تأویل در او چو جان مستر.ناصرخسرو.سه فرزند دارند پیدا و پنهان
ازیشان دو پیدا و دیگر مستر
نیاید برون آن مستر به صحرا
نهفته، نشسته ست برسان دختر.ناصرخسرو.خدای رازدان کس را ز مخلوق
نکرده ست آگه از راز مستّر.ناصرخسرو.شجاعت بهره ای باشد خدائی
یلان را در دماغ و دل مستّر.ازرقی. || کنایه از پنهان و نهان:
پاسبان تست نور و ارتقاش
ای تو خورشید مستّر از خفاش.مولوی ( مثنوی ).
فرهنگ معین
(مُ سَ تَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) پوشیده شده، پنهان گشته.
فرهنگ عمید
پوشاننده، پنهان کننده.
پوشیده شده، پنهان شده.
فرهنگ فارسی
کساویه نویسنده فرانسوی ( و. شامبری ۱۷۵۳ - ف. ۱۸۵۲ م. ). وی برادر ژوزف دومستر بوده و کتابهایی نوشت که از آنجمله اند: [ مسافرت به دور اتاق من ] و [ دختر جوان سیبری ].
( اسم ) پوشیده شده پنهان گشته.
پوشیده
ویکی واژه
پوشیده شده، پنهان گشته.
جمله سازی با مستر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی مادر شاه آمستریس که خواندش هما مرد دستان نویس
💡 عشق گوید هرچه می خواهی بیان کن باک نیست خوش نباشد سر ایزد را مستر داشتن
💡 نسبتش با مستراحی کرده اند از بهر آنک باشد از بهر قضای حاجت از وی ناگزیر