محاوره

لغت نامه دهخدا

محاوره. [ م ُ وَ رَ ] ( از ع، مص ) مجادله نمودن. ( از ناظم الاطباء ). محاورة. محاورت. سخن گفتن با یکدیگر. || ( اِمص )سخنگوئی. گفتگو. سؤال و جواب. ج، محاورات: خوش محاوره. ملیح المحاوره. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || مباحثه. || مجادله. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مُ وِ رَ یا رِ ) [ ع. محاورة ] (مص ل. ) گفتگو کردن.

فرهنگ عمید

با هم سخن گفتن، گفتگو کردن.

فرهنگ فارسی

باهم سخن گفتن، گفتگوکردن
۱ - ( مصدر ) با یکدیگر سخن گفتن گفتگو کردن ۲ - ( اسم ) سخن گویی جمع: محاورات.

ویکی واژه

با یکدیگر سخن گفتن، گفتگو کردن، گفتگو. ویژگی دیگر این شیوه بیان... استعمال تعبیرات عامیانه و ترکیبات مأخوذ از محاوره است. «زرین‌کوب»

جمله سازی با محاوره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فنای ذات تو معدوم را کند موجود درین محاوره سریست بین کنم افشا

💡 در آن مکابره من تندگشته با جانان در آن محاوره من‌ گرم ‌گشته با دلبر

💡 آذری‌ها در میان خود و در زبان محاوره‌ای خود را تُرک نیز می‌خوانند.

💡 چو در محاوره آنی به منطق شیرین لب و دهان تو صد نکته بر شکر گیرند

💡 فعل‌های عبارتی، کاربردی غیررسمی دارند و در گفتگوهای روزمره و محاوره‌ای بسیار رایج هستند.

💡 طبعت که زهره بلبل دستان سرای اوست با طوطیان سدره نشین در محاوره

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز