دل بستن

دل بستن به یک موضوع یا شخص، پدیده‌ای است که در زندگی انسان‌ها به وفور مشاهده می‌شود و تأثیرات عمیقی بر احساسات و رفتارهای ما دارد. این احساس می‌تواند ناشی از عشق، دوستی، آرزوها و یا حتی اهداف زندگی باشد. این مفهوم به یک فرد خاص، به معنای ایجاد ارتباطی عاطفی و نزدیک با اوست که در این فرآیند، فرد ممکن است احساسات متناقضی مانند شادی و نگرانی را تجربه کند. از سوی دیگر، به یک هدف یا آرزو، می‌تواند منجر به انگیزه و تلاش بیشتر برای دستیابی به آن شود. در این راستا، دل بستن می‌تواند به عنوان یک محرک قوی عمل کند که فرد را به سمت پیشرفت و رشد شخصی سوق می‌دهد. با این حال، لازم است که در این فرآیند، احتیاط لازم را به عمل آوریم و از وابستگی‌های ناسالم دوری کنیم، زیرا این واژه بیش از حد به یک شخص یا هدف، ممکن است منجر به ناامیدی و افسردگی شود. بنابراین، باید تعادل را در دل بستن به افراد و اهداف مختلف حفظ کرد و همواره به یاد داشت که این احساسات، بخشی از تجربه انسانی ما هستند و می‌توانند به ما کمک کنند تا زندگی معنادارتری را رقم بزنیم. در نهایت، دل بستن نه تنها یک احساس عمیق و شخصی است، بلکه می‌تواند به عنوان عاملی برای ایجاد ارتباطات مثبت و مؤثر در زندگی اجتماعی و فردی ما عمل کند.

لغت نامه دهخدا

دل بستن. [ دِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) مقابل دل برداشتن. مقابل دل برگرفتن. علاقه مند شدن. عشق پیدا کردن. دوستی پیدا کردن. عاشق شدن. دل در گرو محبت کسی آوردن. علاقه پیدا کردن. محبت یافتن

فرهنگ معین

(دِ. بَ تَ ) (مص ل. ) انس گرفتن، علاقمند شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دل بستن به کسی یا چیزی علاقه مند شدن به او محبت یافتن نسبت بوی.

ویکی واژه

انس گرفتن، علاقمند شدن.

جملاتی از کلمه دل بستن

آزاد چو از جهان بود دیوانه دل بستن عاقل به جهان یعنی چه
جرأت از محو بتان راست نیاید بیدل حیرت آینه دستی‌ست ‌که بر دل بستند
دل بستنم به‌گوشهٔ آن چشم صنعتی است تصویر شیشه در بغل مست می‌کشم
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم