کاوبوی

مترادف‌ها

گاوچران

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسی که مامور نگاهبانی گاوهاست. ۱- فردی از طبقه گاوبانان در مغرب ایلات متحده آمریکا و مغرب کانادا.

جمله سازی با کاوبوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به فوتبال کریمسن تاید آلاباما، دالاس کاوبویز، و اوکلند ریدرز اشاره کرد.

💡 در فیلم‌های کلاسیک هالیوود، کاوبوی با کلاه لبه‌دار و اسب خود، قهرمان داستان‌هایی است که در دشت‌های پهناور و بیابان‌های خشک رخ می‌دهد.

💡 زندگی یک کاوبوی در غرب قدیم، نیازمند شجاعت بسیار زیاد و توانایی بالا در مدیریت گله‌های بزرگ گاو در شرایط سخت آب و هوایی بود.

💡 بسیاری از کودکان با شنیدن داستان‌های هیجان‌انگیز درباره مبارزات یک کاوبوی تنها، به دنیای افسانه‌ای غرب وحشی علاقه‌مند می‌شوند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران