لغت نامه دهخدا
لایم. [ ی ِ ]( ع ص ) لائم. رجوع به لائم شود. ملامت کننده. نکوهنده.
لایم. [ ی ِ ]( ع ص ) لائم. رجوع به لائم شود. ملامت کننده. نکوهنده.
(یِ ) [ ع. لائم ] (اِفا. ) ملامت کننده، نکوهنده.
ملامت کننده، نکوهش کننده، سرزنش کننده.
ملامت کننده، نکوهش کننده، سرزنش کننده، لوام جمع
( اسم ) ملامت کننده سرزنش کننده نکوهش کننده نکوهنده جمع:لائمین ( لایمین ) لوائم ( لوایم ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ لکِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلَّی ای کذّب باللّه و اعرض عن الایمان و الطّاعة له.
💡 به دور عدل تو ای خسرو ضعیف نواز ملایمت بکنان ماهتاب خواهد کرد
💡 سرکشان گر آتشند آخر ملایم می شوند شمع آخر آب گشت و مرهم پروانه شد
💡 چو چشمم بروی تو آید ز شرم بپالایم از دیدگان آب گرم