قدر ظاهری که با نماد m نمایش داده میشود، مقیاسی عددی برای سنجش روشنایی اجرام آسمانی از دید ناظر زمینی است. در این مقیاس، هرچه عدد m کوچکتر باشد، شیء پرنورتر به نظر میرسد؛ با این توضیح که این امر لزوماً به معنای درخشندگی ذاتی بیشتر آن جرم نیست. میزان قدر ظاهری به سه عامل اصلی وابسته است: درخشندگی ذاتی خود جرم، فاصلهی آن از زمین، و میزان تضعیف نور در اثر گرد و غبار میانستارهای.
پایههای این نظام ردهبندی به یونان باستان بازمیگردد و بر اساس واکنش چشم انسان به سطوح مختلف نور پایهگذاری شده است. برای نخستین بار، ابرخس، منجم یونانی، ستارگان را بر اساس روشنایی به شش دسته تقسیم کرد که در آن پرنورترین ستارگان در قدر یک و کمنورترین ستارگان قابل مشاهده با چشم غیرمسلح در قدر شش قرار گرفتند. این ردهبندی بعدها توسط بطلمیوس در کتاب مجسطی ثبت و بهطور گستردهای پذیرفته شد. در میان دانشمندان دوران طلایی اسلام، صوفی رازی، ستارهشناس برجستهی ایرانی، از پیشگامان ارائهی روشهای علمی برای اندازهگیری دقیق قدر ستارگان بهشمار میرود. تلاشهای وی نقش مهمی در توسعه و تکمیل این شاخه از دانش نجوم ایفا کرد.
{apparent magnitude} [نجوم، نجوم رصدی و آشکارسازها] معیاری برای سنجش روشنایی ظاهری اجرام سماوی متـ. قدر 2 magnitude 2
قدر ظاهری ( به انگلیسی: apparent magnitude ) مقیاسی عددی از روشنایی ستارگان از دید ناظر در زمین است.
قدر ظاهری را با m نشان می دهند و هرچه مقدار m کوچکتر باشد ستاره پرنورتر دیده می شود ( اما لزوماً درخشنده تر نیست ).
قدر ظاهری به عوامل درخشندگی ستاره، فاصله ستاره از زمین، و خاموشی نور ستاره ( به دلیل گرد و غبار میان ستاره ای ) بستگی دارد.
اساس نظام قدربندی ستارگان از یونان باستان کسب شده است. در این نظام، مبنای درجه بندی قدرها واکنش چشم انسان به درجه های نوری مختلف است. اولین بار ابرخس منجم یونانی ستارگان آسمان را به ۶ دسته از لحاظ روشنایی تقسیم کرد. پرنورترین ها در قدر یک و کم نورترین ها در قدر ۶ جای داشتند. قدر ششمی ها کم نورترین اشیاء قابل مشاهده توسط بشر با چشم غیرمسلح بودند.
این رده بندی را بطلمیوس در کتاب مجسطی آورده و به طور گسترده پذیرفته شد.
صوفی رازی دانشمند مسلمان ایرانی، از نخستین کسانی بود که روش اندازه گیری قدر ستارگان را ارائه کرد.
ویلیام هرشل متوجه شد که فاصلهٔ بین قدرها دارای سیستمی لگاریتمی است و ستاره قدر یک بطلمیوس ۱۰۰ برابر از ستاره قدر شش پرنورتر است؛ یعنی به ازای هر قدر، روشنایی ستاره 100 5 = 2. 511886 برابر می شود. به عنوان مثال یک ستارهٔ قدر ۲ از ستاره قدر ۳، ۲٫۵۱۲ برابر روشن تر و از یک ستارهٔ قدر ۵، ( 100 5 ) 3 = 2. 511886 3 ≈ 15. 849 برابر روشن تر است. همچنین او متوجه شد که تفاوت روشنایی ستاره قدر یک تا دو و ستاره قدر دو تا سه مشابه هم هستند.
ارتباط روشنایی ( یا نورانی بودن ) ستاره با قدر آن به صورت زیر تعریف می شود:
b 1 b 2 = 100 ( m 2 − m 1 5 )
m 2 − m 1 = 2. 5 log 10 ( b 1 / b 2 )
در این رابطه m قدر ظاهری و b روشنایی دو ستاره است. اگر رابطه را برپایهٔ ثابت خورشیدی ( روشنایی خورشید یا ☉b ) و قدر آن بازنویسی کنیم، خواهیم داشت:
b b ⊙ = 100 ( m ⊙ − m 5 )
m ⊙ − m = 2. 5 log 10 ( b / b ⊙ )
طبق این رابطه می توان با داشتن قدر ظاهری ستاره، مقدار حداکثر روشنایی آن را به دست آوریم و بالعکس.
مقدار قدر ظاهری به عوامل محیطی ناظر مانند جو زمین، آلودگی، ضریب جذب جوی و غلظت هوا نیز وابسته است. به دلیل تغییرات غلظت هوا در لایه های اطراف زمین روشنایی ستاره در افق با روشنایی همان ستاره در سمت الراس متفاوت است. معمولاً در منابع مختلف قدر ظاهری ستاره را در نبود جو حساب می کنند که در واقع بیشینهٔ روشنایی در زمین است.
معیاری برای سنجش روشنایی ظاهری اجرام سماوی