قابل قبول

لغت نامه دهخدا

قابل قبول. [ ب ِ ل ِ ق َ ] ( ص مرکب ) پذیرفتنی. باورکردنی.

فرهنگ فارسی

پذیرفتنی باور کردنی

ویکی واژه

accettabile
plausibile

جمله سازی با قابل قبول

💡 درخواست پناهندگی: چندین کشور اروپایی چون فنلاند، اتریش، ایتالیا و اسپانیا در جواب به درخواست پناهندگی ادوارد اسنودن این‌گونه پاسخ دادند که پناه‌جو خود برای پناهندگی باید به‌صورت فیزیکی در کشور حضور داشته باشد که این شرط برای اسنودن قابل قبول نبود چراکه سفر و معلوم شدن مکانش در آن زمان، ریسک بزرگی بود.

💡 اسب کاسپین یک اسب است نه یک اسبچه و به همین دلیل تناسبات بدنی آن از نظر تناسب دست و پاها با بدن و سر می‌بایست مانند سایر نژادهای اسب باشد. (به عنوان مثال اسب نژاد تروبرد) کوتاه بودن دست و پاها یا عدم تناسب سر با بدن قابل قبول نیست.

💡 تویی فیاض و ما قابل قبول از ما و فیض از تو فلولاک و لولانا لما کان الذی کانا

💡 همچنین الگوهای غیرمارپیچ هم موجود بودند اما این الگوها توسط جامعه علمی امروزی قابل قبول نیستند.