فرمایشی

لغت نامه دهخدا

فرمایشی. [ ف َ ی ِ ] ( ص نسبی ) سپارشی. ( ناظم الاطباء ). سفارشی. ( یادداشت به خط مؤلف ). به معنی دوم فرموده که بیاید. ( آنندراج ). || هر چیز اعلا و نفیس. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~. ) (ص نسب. ) کاری که طبق حکم و دستور انجام شود و اصالت نداشته باشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کاری که طبق امر مقامی بزرگتر انجام گیرد ۲ - دستوری بی ارزش: کار فرمایشی بهتر از این نمی شود.

جمله سازی با فرمایشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باری اکنون که کام و ناکام کمند آمیزش گسستن گرفت و پیمان و پیوند انبازی شکستن انگیخت، در شتاب بستان و درنگ شبستان و دیدار یاران و تماشای بهاران و مانند آن ما را فراموش نفرمایند. و تا شمار کار بر دوری است دوران نزدیک را همواره از آورده کلک شیوا نگارش فروغ افزای دیده و آرایش گوش سازند. بهله فرمایشی با پاره چیزهای دیگر که در خورد گزارش نیست و آرنده را در رسانیدن نیازی به سفارش، نیاز افتاد، کارگزاران را از در خشنودی من نه سود خویش فرمان پذیرش خواهد رفت.

💡 بیش از این گستاخی شوخ چشمی و سخت روئی و بی شمری و یاوه گوئی است، فراموشم مکن و خامه نامه نگار از پرستش روزگار و دلجوئی جان امیدوارم خاموش مخواه، فرمایشی که سرانگشت توانائی این خاکسارش گره گشائی تواند نگارش نما که در انجامش کیش بندگی و آئین پرستندگی کار خواهم بست.