غوت

لغت نامه دهخدا

غوت. ( اِ ) فلاخن، و آن چیزی است که شبانان از پشم بافند و بدان سنگ اندازند. ( از برهان قاطع )( انجمن آرا ) ( آنندراج ). سنگ انداز بود و آن را فلاخن نیز گویند. ( فرهنگ جهانگیری ). || گیاهی است مانند پنبه در غایت سبکی. ( از برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). || بمعنی غوطه نیز گفته اند که سر به آب فروبردن و فرورفتن در آب است. ( از برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). غوته. ( برهان قاطع ).
غوت. [ غ ُ ] ( اِخ ) غوط. تلفظی از گت. نام قومی از ژرمن. رجوع به گت و قاموس الاعلام ترکی شود.

فرهنگ معین

(اِ. ) فلاخن.

فرهنگ عمید

= فلاخن

ویکی واژه

فلاخن.

جمله سازی با غوت

💡 آغوتمان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 هر کجا من خوان معنی گسترم، کروبیان طرفه نبود گر به میکائیل سرغوتم برند

💡 فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ الآیة... هر پرستیده که پرستند جز از اللَّه، همه طاغوت‌اند، اگر از شیطان است یا صنم یا سنگ یا درخت یا حیوان یا جماد. و گفته‌اند طاغوت هر کسی نفس اماره اوست که ببدی فرماید و از راه ببرد و الطاغوت ما یطغی الانسان، فاعول من الطغیان میگوید هر که بطاغوت کافر شود و باللّه مؤمن دست در عروه وثقی زد، عروه وثقی دین اسلام است با شرائط و ارکان آن.

💡 نه چون چیپال هند از جور تختی کرده طاغوتش نه چون خاقان چین از ظلم تاجی داده طقیانش

💡 آن لحاف کهنه پرپنبه را چبغوت دان پوستین کهنه و رخت و لباس ژنده سخش

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز