غلتاق

لغت نامه دهخدا

غلتاق. [ غ َ ] ( اِ ) چوب بندی زین. غلطاق. رجوع به غلطاق شود. || کهنه غلتاق؛ زن پیر بدسابقه.

فرهنگ معین

(غَ ) (اِ. ) = غلطاق: چوب بندی زین.، کهنه ~ زن پیر بدسابقه.

فرهنگ عمید

۱. چوب بندی زین اسب، چوب زین.
۲. پارچۀ کهنه.

فرهنگ فارسی

غلطان:ماخوذازترکی، چوب بندی زین اسب، چوب زین، پارچه کهنهکهنه غلتان:زن پیربدسابقه
( اسم ) چوب بندی زین. یا کهنه غلتاق. زن پیر بد سابقه.

ویکی واژه

غلطاق: چوب بندی زین.؛ کهنه ~ زن پیر بدسابقه.

جمله سازی با غلتاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بگذرد ز بغلتاق تو نسیم بر گل ستان ز آتش غیرت شود گل آب

💡 گل ز گرما می بیندازد بغلتاق حریر مشک بیدسرددم سنجاب می پوشد چرا

💡 دریا فکنده ذیل بغلتاق فستقی هر دم عروس غنچه برون آید از حرم

💡 شمسه ی چین را طلوع از طرف بغتاقش نگر چینیانرا بنده ی چین بغلتاقش نگر

💡 تو که به غلتاق تنگ چست در آمد تنت پرده دل را درید رشک بغلتاق تو

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز