عامیانه

مترادف‌ها

عامیانه، محاوره‌ای

متضادها

رسمی، فصیح، کتابی

لغت نامه دهخدا

عامیانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) منسوب به عوام و مردم بیسواد و فرومایه و پست. ( ناظم الاطباء ):
عامیانه چه ملامت میکنی
بخل بر خوان خداوند غنی.مولوی.

فرهنگ معین

(نِ ) [ ع - فا. ] (ق مر. ) مانند عوام و مردم بی سواد.

فرهنگ عمید

۱. آنچه به وسیلۀ مردم عادی استفاده می شود، غیرعلمی، عوامانه.
۲. (قید ) مانند عوام، به روش مردم عادی: عامیانه چه ملامت می کنی / بخل بر خوان خداوند غنی (مولوی: ۷۹۸ ).

فرهنگ فارسی

مانندعوام ومردم بی سواد، منسوب به عوام
به طرز عامی مانند عوام: عامیانه چه ملامت می کنی ? ( مولوی )

ویکی واژه

مانند عوام و مردم بی سواد.
اصطلاح عامیانه

جمله سازی با عامیانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گوییم مر آن گروه را که: «اندر معرفت او مر خود را چه زیان و آفت است؟» گویند: «معجب شود به خود چون بداند که ولی‌ام.» گوییم: شرط ولایت حفظ حق بود و آن که از آفت محفوظ بود، این بروی روانباشد. و این سخنی سَقَط عامیانه باشد سخت که کسی ولی باشد و بر وی کرامات ناقض عادت می‌گذرد و وی نداند که من ولی‌‌ام و این کرامات است!

💡 ز تو هر صباح عیدی ز تو هر شبست قدری نه چو قدر عامیانه که شبی بود مقدر

💡 چه خیزد زین حدیث عامیانه ز پا تا کی شوی با سر چو شانه

💡 عامیانه چه ملامت می‌کنی بخل بر خوان خداوند غنی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران