طرح دادن

لغت نامه دهخدا

طرح دادن. [ طَ دَ ] ( مص مرکب ) رو گردانیدن. اعراض کردن. علامی فهامه در اکبرنامه نوشته: «مناسب دولت قاهره است که جنگ را طرح داده از آب نربده بگذریم و به هند نفسی راست کنیم و مردم تازه زور فراهم آوریم ». و بمعنی اول مسیح کاشی گوید:
داو نخست هر دو جهان باختم ولی
در نرد عشق طرح به لیلاج میدهیم.
گر به گلشن کند آن سرو پریچهر خرام
سنبلستان به چمن طرح دهد گیسویش.محسن تأثیر ( از آنندراج ).|| در بازی شطرنج، طرح دادن، یا طرح کردن، عبارت است از در کنار نهادن و معزول از عمل کردن حریف قوی یک یا چند از سواران خود را تا حریف ضعیف با او برابری تواند کرد و بیشتر این کار برای تحقیر حریف کنند: واضع آن [ یعنی شطرنج ] به اسرار جبر و قدر سخت بینا بوده است و از کار تقدیر آفریدگار و تدبیر آفریدگان آگاه، آن را بنهاد و در نهادن آن فرانمودکه صاحب آن عمل با غایت چابک دستی و به بازی و زیرک دلی، اگرچه رخی یا فرسی بر خصم طرح دهد، شاید که به وقت باختن از آن حریف کنددست بدباز نادان، بازیی آید که دست خصم را فروبندد و در مضیقی افتد که هیچ چاره جز دست بازچیدن و به قائم ریختن نداند. ( مرزبان نامه ).و رجوع به مجموعه مترادفات ص 44 شود.

فرهنگ معین

( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. )۱ - رو - گردانیدن. ۲ - پیشنهاد دادن.

فرهنگ فارسی

۱ - رو گردانیدن اعراض کردن. ۲ - در کنار نهادن و معزول از عمل کردن حریف قوی یک یا چند سوار خود را تا حرف ضعیف با او برابری کرد ( بیشتر این کار را برای تحقیر طرف کنند ) طرح کردن.

ویکی واژه

schizzare
رو - گردانیدن.
پیشنهاد دادن.

جمله سازی با طرح دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنگر پیل مات درویشان شاه را طرح دادن ایشان

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز