ضاحکه
مترادفها
خندان، خندنده
متضادها
گریهکننده
لغت نامه دهخدا
( ضاحکة ) ضاحکة. [ ح ِ ک َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث ضاحک. || دندانی که در وقت خنده پیدا گردد. ( منتهی الارب ). دندانهائی که از خنده بنماید. یکی از چهار دندان که پس از نیشتر باشد. نام دندانی که پس از نیش بود. چهار دندان که مابین انیاب و اضراس است. ( منتهی الارب ). یکی از دندانهای ضواحک. ج، ضواحک.
فرهنگ معین
(حِ کَ یا کِ ) [ ع. ضاحکة ] ۱ - (اِفا. ) مؤنث ضاحک. ۲ - (اِ. ) دندانی که وقت که خندیدن پیدا شود، یکی از چهار دندان که مابین انیاب و اضراس است. ج. ضواحک.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ضَاحِکَةٌ: خندان
ریشه کلمه:
ضحک (۱۰ بار)
جمله سازی با ضاحکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یومئذ مسفره ضاحکه بود چنان ناعمه لسعیها راضیه بود چنین