لغت نامه دهخدا
شناگری. [ ش ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل شناگر. سباحی. شناوری. سباحت.
شناگری. [ ش ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل شناگر. سباحی. شناوری. سباحت.
عمل شناگر، شنا کردن در آب.
عمل شناگر شناوری سباحت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتلانتیها گونهای از بشریت بهشمار میروند که از نظر زیستشناسی خود را با محیط و اعماق اقیانوسها وفق دادند. این بدین معنی است که او قادر به تنفس در زیر آب، تحمل فشار و بقا در اعماق اقیانوسها، شناگری ماهر و تنها قادر به صرف زمانی بسیار محدود خارج از محیط آب هستند. آنها همچنین دارای قدرت، سرعت، استقامت و دوام ابرانسانی هستند که همین مسئله به آنها اجازه بقا در اعماق اقیانوسها را میدهد.